!!!!!!!!!!!!..........
چه تلاشيييييييييي.........

اينم مادر ملوان زبل..............

اتحادو داشته باش..............

بدون شرح................

عربه ديگه!!!



چه تلاشيييييييييي.........

اينم مادر ملوان زبل..............

اتحادو داشته باش..............

بدون شرح................

عربه ديگه!!!



سرتونو عقب جلو ببرین

فک نکنید که واقعا چهارتا چش داره!!!!!!

نقطه وسط را نگاه نموده و سر را عقب و جلو ببرین


تو این شکل چند تا صورتک میبینین


منم به نظرم رسيد يه پست بذارم تا ازتون در مورد نفر بعدي كه دلتون مي خواد روي صندلي داغ بشينه
سوال كنم؟؟؟
هر كس كه راي بيشتري بياره،اون بايد روي صندلي داغمون بشينه.
Thank very much
به لطف و قوه الهی با پیشنهاد سر کار خانم ها راجی و صمد پور تصمیم بر این گرفته شد که
صندلی داغی رو راه بندازیم واسه حرارت هر چه بیشتر وبلاگ و همچنین آشنا شدن بروبچ
کلاس با هم.
اولین صندلی داغ با حضور نویسنده جدیدمون ، آقای شفیعی از همین امروز به بهره برداری
می رسه.
حمید جوووون مواظب باش نسوزی
این صندلی داغ تا پیدا شدن داوطلب بعدی ادامه خواهد داشت.

|
در حالی که بر روی صندلی نشسته اید پای راست خود را از زمین بالا ببرید
و در جهت عقربه های ساعت بصورت دایره ای بچرخانید
و همزمان با این عمل با انگشت دست راست خود عدد شش را در هوا بنویسید .
بدون اینکه متوجه بشوید پای شما جهت حرکت خود را تغییر میدهد . امتحان کنید……
طراح سوال : دکتر حسابی
اگه جوابه سوالو میخواید به ادامه مطلب برید
ساقیا در گذر عمر ببین
که چگونه کمرم میشکند
پر کن این جام از زهر
دگر از (سین) به ستوه آمده ام!
هر کجا بودم و هستم
هر کجا رفتم و رفتم
شر این تحفه نحس
به تمام دل وجانم گره افکنده بسی
نتوانم گذر عمر دگر نتوانم
پر کن این جام از زهر
من هم اکنون به دستان فرو خفته ی خود میگویم
که مبادا غلطی کرده و لمسی کند آن پیکر مرموزش را
که چنین گر بشود
دگر این دست به تنم
متصل بر بدنم
نا یابم!
من هم اکنون به چشمان به زیر آمده ام میگویم
که مبادا غلطی کرده و دیده به رخ دیونما یش بدهند!
که چنین گر بشود
درطی لحظه و پلکی بر هم
هر دوی دیده به بادی بدهم
وای بر تو ای وای
من چگونه بتوانم که سه چهار سال تمام
دیده ام از رخ تو پوشانم؟!
ساقیا پر کن جام
پر کن این را از زهر
که به یک باره فرو ریزم من
آن چنان زهری که
جان ناقابل را
در طی آنی و کمتر حتی
ز کفم برهاند
ساقی من
هم اکنون به تو من میگویم
که اگر گردش ایام تو را
به تصادف پی دیدار رخ او نشاند
گول ایام مخور!
گول این دهر ستمکار مخور!
با تمام دل و جان
از برش دور شو چون تیر کمان
قبل از آن پر کن جام تا بنوشم از آن
من هم اکنون به شما میگویم
به تو که از ته دل
به تو که با همه جان این سخن پیر جوان
نشنیدی
و پیامم بی هوش
سپری کردی بی هیچ توجه از گوش
الهی سین هر شب به سراغت آید!
الهی در خوابت
به جانت افتد!
و از آن پس با من
راهی کوه و بیابان گردی!
من خود این میدانم
بد ایام و گذشت شب تار
شب نحس و شب تلخ امتحان
به فنا رفتن این روح و روان
همه از اوست تمام
من خود این دانم نیز
چاره ای جز صبر نیست
صبر خواهم کرد صبر
صبر خواهم کرد صبر
سلاااااااااام سال نوی همه مبارک
بنده به عنوان نماینده کلاس اعلام می کنم ک هییییچ کس حق نداره روز دوشمبه 14هم بره دانشگاه هم ب خاطر اینکه ممکنه بعضی بچه ها هنوز مسافرت باشن هم ب خاطر بچه های شهرستانی ؛ از همه مهمتر بعد این همه تعطیلی کی حوصله داره 8 صب بیاد سر کلاس ؟
بنابراین همه از 15هم میریم سرکلاس .اگرم خاستید یه دفه ای از شنبه بریم نظر بذارین .
خُلا3 گفته باشم هرکی 14هم پاشه بیاد با من طرفه
ب دوستاتونم خبر بدین
تولد یکی از بچه های کلاس... یکی که حداقل سر کلاسای ریاضی خیلی باهوش بود....!!
کلاسای استاد پویای معروف میگم هااااااا![]()
تولد کیه؟؟ همگی تاالان باید فهمیده باشن نه که ضریب هوشیاتون بالاس واسه همین
تولد آقای فرید واحدی...
آقای فرید تولد ۱۹ سالیگتو بت تبریک میگم![]()
تولد یکی از بچه های کلاس... یکی که خیلی ساکته و همینطورم خیلی مثبت....!!
البته ب من که نمیرسه از لحاظ مثبتی!!!!!![]()
تولد کیه؟؟ همگی تاالان باید فهمیده باشن نه که ضریب هوشیاتون بالاس واسه همین
تولد علی آقای شمس...
علی آقا تولد ۱۹ سالیگتو بت تبریک میگم![]()
تولد یکی از بچه های کلاس... یکی که خیلی ساکته ولی حرف تو دلش زیاد واسه گفتن....!!
نخ سوزن با اون شعرای قشنگی که میگه...
تولد کیه؟؟ همگی تاالان باید فهمیده باشن نه که ضریب هوشیاتون بالاس واسه همین
تولد مصطفی حسن زاده...
مصطفی جون تولد ۱۹ سالیگتو بت تبریک میگم![]()
ببخش اگه دیر شد(سوم بودش)

اولین پست وبلاگ در سال ۹۱ ب نام خودم ثبت شد هاااااااااا