نسل سوخته..........
اینجا ایرانـــــــ است و ما نسل مزخرفی بودیم...
نسلی که برای همه چیز باید رقابت می کرد...
نسل کنکور و انتخاب رشته...
نسل ماندن سر دو راهی..
نسل انتخاب بین بد و بدتــــــــر...
لذت هاي كوچك در زندگي
********وقتی هدیه ات را باز میکند و چشمهایش از خوشحالی برق میزند
********
از خیابان که رد میشوی راننده ای که حق تقدم با اوست برایت میایستد و
با خوشرویی اشاره میکند که رد شوی
********
صفحه پیام هایت را باز میکنی و میبینی که از او ایمیلی داری
********
وقتی از ترس خواب ماندن و دیر رسیدن از خواب میپری و
ناگهان به یاد میاوری امروز تعطیل است
********هر دو هم زمان یک حرفی را میزنید و بعد میگویید ((چه با هم )) و میخندید
********
دور که میشود بر میگردد به نگاهی ،دست تکان دادنی و لبخندی
********دیدن یه سریال با کسی که دوستش داری
********وقتی نوزادی انگشتت را محکم میگیرد
********
هدیه ای که تو برایش خریده ای پوشیده است
********وقتی اخم کرده اما نمیتواند جلوی خنده اش را بگیرد
********
نوروووووووز...

می آید، آرام آرام
خوش بو تر از خورشید
با دامنی پر از شکوفه می آید
از لابلای جنگل وحشی و قلب باغچه ها
از خیال بهار مالامال
بهار فصل درنگ عاطفه در کوچه باغهاست.
نوروزتان پیشاپییییش مبااااااااااااااارک...![]()
امیدوارم سال خووووووووبی داشته باشید...![]()
![]()
ماه اسفند شما رو یاد چی می اندازه؟
ماه اسفند شما رو یاد چی می اندازه؟

یاد گرد گیری و کمک به مادر؟ فرش شستن و پرده درآوردن؟
یاد ماهی قرمز و سبزه های تو بازار؟
یاد بهاری شدن هوا؟
یاد پدری که آجیل به دست خونه میاد؟
یاد خرید لباس نو؟
یاد چونه زدن با معلما برای درس ندادن و فوتبال بازی کردن به جای درس؟
یاد هماهنگ شدن با بچه ها برای نیومدن به مدرسه از اواخر اسفند؟
یاد شور و شوق نوروز؟
یاد درختانی که زودتر شکوفه می زنند؟
یاد مادری که تو فکر تکمیل بودن سفره ی هفت سینه؟
یاد تق و لق بودن ادارات و مدارس؟
یاد کودکی که با پدرش رفته لباس بخره؟
یاد پدر بزرگ و مادر بزرگی که به تنهایی نمی تونن خونشونو گردگیری کنن؟
یاد پیک نوروزی؟
یاد خستگی تمام سال؟ یاد تمام کارهایی که می خواستین انجام بدین و انجام ندادین؟
یاد این جمله: ((امسالم گذشت...))؟
یا یاد چیز دیگه ای می افتید؟

ولی در یک کلام، اسفند، ماه امیده...امید به آینده ای بهتر!
فقط یادمان نرود هستند بچه هایی که به جای رفتن به مدرسه و
چونه زدن با معلما مجبورن کار کنن و پول ناچیزی کسب کن.
یادمان نرود پدرانی را که نمی توانند برای بچه هایشان لباس نو بخرن؟
یادمان نرود مادرانی را که دیگر توانایی گردگیری خانه را ندارند؟
یادمان نرود...![]()
اطلاعیه...
میخواستم بگم من دیگه نمیخوام نماینده ی کلاس باشم هر کی دیگه میخواد باشه. باشه...
اینو گذاشتم جالب توجه همه ی دوستان که تا استادا میگن کی نمایندست خانوم راجی خانوم راجی نکنن برای اینکه خودشونو راحت کنن و همه ی کارا را به دوش من بندازن...
موفق باشید