سبزترین دیوارهای جهان

 

باغ های عمودی در هر دو محیط داخلی و خارجی در سراسر دنیا وجود دارند. از فواید این باغ ها می توان به ارتقا سطح کیفیت هوا و کاهش مصرف انرژی اشاره کرد.

مهم نیست که در منطقه ای گرمسیر زندگی می کنید یا سردسیر، در منطقه ای شهری یا روستایی. شما می توانید از داشتن این دیوارهای سبز در هر کجای دنیا بهره مند شوید.
نمونه هایی از دیوارهای سبز جهان:






ادامه نوشته

......

یه روز گاو پاش میشکنه دیگه نمی تونه بلند شه کشاورز دامپزشک میاره .
دامپزشک میگه اگه تا 3 روز گاو نتونه رو پاش بایسته گاو رو بکشید

گوسفند اینو میشنوه و میره پیش گاو میگه بلند شو بلند شو گاو هیچ حرکتی نمیکنه...
روز دوم باز دوباره گوسفند بدو بدو میره پیش گاو میگه بلند شو بلند شو رو پات بایست باز گاو هر کاری میکنه نمیتونه بایسته رو پاش

روز سوم دوباره گوسفند میره میگه سعی کن پاشی وگرنه امروز تموم بشه و نتونی رو پات وایسی دامپزشک گفته باید کشته شی .

گاو با هزار زور پا میشه..صبح روز بعد کشاورز میره در طویله و میبینه گاو رو پاش وایساده از خوشحالی بر میگرده میگه گاو رو پاش وایساده جشن میگیریم ...گوسفند رو بکشید...

نتیجه اخلاقی:

خودتونو نخود هر آشی نکنید  

باز باران

باز باران با ترانه
می خورد بر بام خانه
خانه ام کو ؟
خانه ات کو ؟
آن دل دیوانه ات کو؟
روزهای کودکی کو ؟
فصل خوب سادگی کو؟
یادت آید روز باران
گردش یک روز دیرین ؟
پس چه شد دیگر ٬ کجا رفت ؟
خاطرات خوب و رنگین
در پس آن کوی بن بست
در دل تو آرزو هست ؟
کودک خوشحال دیروز
غرق در غمهای امروز
یاد باران رفته از یاد
آرزوها رفته بر باد
باز باران ٬ باز باران می خورد بر بام خانه
 بی ترانه ٬ بی بهانه ، شایدم گم کرده خانه !

میلاد با سعادت امام مهربانی امام رضا(ع) بر مسلمین جهان مبارک باد

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است

یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است

حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای

آنجا برای عشق شروعی مجدد است

نکته اخلاقی

ایستادگی کن ، ایستادگی کن و ایستادگی کن

و به یاد داشته باش که لشکری از کلاغها

جرات نزدیک شدن به مترسکی که ایستادگی را

فقط به نمایش می گذارد ،ندارند !

داستان يك دانشجوي عاشق...

یک دانشجوی عاشق سینه چاک دختر همکلاسیش بود.
بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری کرد.
.
.
.
اما دختر خانوم داستان ما عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد.
بعدم پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست میگه…
روزها از پی هم گذشت و دختره واسه امتحان از پسر داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت :
” من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت “
اگر منو بخشیدی بیا و باهام صحبت کن و دیگه ترکم نکن.
.
.
ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد.
.
.
چهار سال آزگار گذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت.!!
.
.
نتیجه اخلاقی این ماجرا
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پسرهای دانشجو هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند.:))))))))

روز مادرمبارک

 

سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر
قرآن، همتای امیر مومنان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان بر همه مبارک باد .

زیاد درگیرش نشید ولی بد نیست یکم بهش فکر کنید !!!!!!!

12 ماه گذشت، سیصد و شصت وخورده ای روز...
تو هر ثانیه ش یه اتفاقی یه گوشه این دنیای بزرگ افتاد
یه سریا به دنیا اومدن، یه سریا از این دنیا رفتن
یه سریا دل بستن، یه سریا دل کندن...
بعضیا دلشون شکست، بعضیا دل شیکوندن
خیلیا با یکی جفت شدن، خیلیا جفتشون تنهاشون گذاشت
بعضیا با یه حس مشترک، دوستای جدید پیدا کردن
بعضیا با یه سوء تفاهم دوستاشونو از دست دادن.
با هم خندیدیم، به هم خندیدیم! خنده یه سریا به قیمت اشکای یه سری دیگه تموم شد!
رفتیم، اومدیم، قهر کردیم، آشتی کردیم، خندیدیم، بغض کردیم، غصه خوردیم، شادی کردیم
می خوام بگم زندگیمون رفت، چه با میل و خواسته مون و چه برخلاف آرزوهامون
 دو روز مونده تا یه سیصد و شصت و پنج روز دیگه رو شروع کنیم
بشینیم یه حساب سرانگشتی بکنیم ببینیم با خودمون چند چندیم...

نسل سوخته..........

اینجا ایرانـــــــ است و ما نسل مزخرفی بودیم...


نسلی که برای همه چیز باید رقابت می کرد...


نسل کنکور و انتخاب رشته...


نسل ماندن سر دو راهی..


نسل انتخاب بین بد و بدتــــــــر...


ادامه نوشته

لذت هاي كوچك در زندگي


وقتی کسی رو که دوست داری تماشا میکنی و اون حواسش نیست
                              ********
از غریبه ای توی خیابان چیزی میپرسی و او با لبخند و حوصله جوابت را میدهد
********وقتی هدیه ات را باز میکند و چشمهایش از خوشحالی برق میزند
********
از خیابان که رد میشوی راننده ای که حق تقدم با اوست برایت میایستد و
با خوشرویی اشاره میکند که رد شوی
********
صفحه پیام هایت را باز میکنی و میبینی که از او ایمیلی داری
********
وقتی از ترس خواب ماندن و دیر رسیدن از خواب میپری و
ناگهان به یاد میاوری امروز تعطیل است
********
هر دو هم زمان یک حرفی را میزنید و بعد میگویید ((چه با هم )) و میخندید
********
دور که میشود بر میگردد به نگاهی ،دست تکان دادنی و لبخندی
********
دیدن یه سریال با کسی که دوستش داری
********
وقتی نوزادی انگشتت را محکم میگیرد
********
هدیه ای که تو برایش خریده ای پوشیده است
********وقتی اخم کرده اما نمیتواند جلوی خنده اش را بگیرد
********

پسرا & دخترا

چیپس خوردن دخترا



چیپس خوردن پسرا



**************************************************
عطسه دخترا: اتسی.....


عطسه پسرا : هاتشو بیسخلبوهووووووووطراش!

شاید قشنگ ترین دیالوگ دنیا آنجاست
.
.
.
.
.
.
که پدر ژپتو به پینوکیو گفت:
.
.
.
.
.
پینوکیو...چوبی بمان، آدم هاسنگی اند، دنیایشان قشنگ نیست...

واینک...پایان امتحانات

بچه حیوونهایی که شما را به گفتن "اوخی" وا می دارند !

http://up09.persianfun.info/img/91/9/30%20Baby%20Animals/cute-baby-animals-2.jpg

http://up09.persianfun.info/img/91/9/30%20Baby%20Animals/cute-baby-animals-7.jpg

http://up09.persianfun.info/img/91/9/30%20Baby%20Animals/cute-baby-animals-8.jpg

http://up09.persianfun.info/img/91/9/30%20Baby%20Animals/cute-baby-animals-9.jpg

ادامه نوشته

داستان یک عشق

من سرم تو کارخودم بود


ادامه نوشته

به یاد تازه سیبیل!!

سیبیل نامه:

سیبیل داره یه عالمه / هر چی بگم بازم کمه

از سیبیلش خون می چکه / خون فراوون می چکه
سیبیل داره دوتا دوتا / از ش بخوا جدا جدا
از این سبیل تا اون سبیل / پل می زنیم با هفتا فیل
از این ورش تا اون ورش / تاکسی بگیر برو سرش
نه یک جهش نه صد جهش/ ماشین بگیر برو تهش
از این کنار تا اون کنار / باید بری تو با قطار
رو سیبیلت تاب می خوریم/ از آب خوریش آب می خوریم
وقتی غذا فراهمه / باید بگم همه کمه
سبیل داره یه عالمه / می ره تا ته قابلمه
سبیل داره دو کله قند / کمون کمون و گیس بلند
سبیل داره الو الو / بفرمایین شما جلو
سبیل داره عروس برون/ کنار حوض یه تشت خون
تو باغ قدم مدم نزن / درختا رو بهم نزن
خودش کنار رز میره / سیبیل کنار حوض میره
سبیل نگو بلا بگو / خوشگل خوشگلا بگو
سیا سیا سیا سیا / سیا ولی طلا بگو
ماهم که اینجا جا داریم / اینجا برو بیا داریم
اگه سیبیل مال شماس / پس این چیه که ما داریم
میگن یه بار اب می خوره /تو بچگیش تاب می خوره
یه لاخی از سبیلشون / به چشم مهتاب می خوره
قوم عجوج مجوج بیان / بگین که با عروج بیان
سبیلاتو جور می کنی /تنم رو مور مور می کنی
نوکاشو نو تیز می کنی / دلم رو ریز ریز می کنی
حالت دودی بش نده / فر عمودی بش نده
قربون شعر و طنز تو / تحفه های نطنز تو
فدای نزل و بزلاتم / کشته هجو و هزلاتم
می ریزه از لبات غزل / واست می شم حسن کچل
بزن یه بار سبیلاتو / تا من ببینم لباتو
همه بگین فداش فداش / رستمم این سیبیل نداش
از سیبیلاش خون می چکه / خون فراوون می چکه
سبیل داره یه عالمه / هرچی بگم بازم کمه


؟:به نظر شما شخصیت فوق به چه کسی شباهت دارد؟

our people

اگرچه سختي از انسان يه كوه درد ميسازه

                                                                         ولي از مردم ما درد داره يه مرد ميسازه

اس ام اس شب یلدا

باتوجه به نزدیک شدن به شب یلدا،اولا یلداتون پیشاپیش مبارک؛ ثانیا چن تا اس ام اس (پیامک) گذاشتم ک دیگه دنبال اس یلدایی نگردین.


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

از همین امشب خود را در برابر زمستان سرد بیمه كنید.طرح پیش فروش بوسه های داغ شب یلدا با طعم لبو اغاز شد. برای ثبت نام لپتو بیار جلو... ممممماچ!

 
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد



ادامه نوشته

کي اشکاتو پاک ميکنه شبا که غصه داري؟
.
.
.
.
.
.
.
.

ادامه نوشته

نامه به خداي كه نديدمش...

گفتم:خداي من دقايقي بود در زندگانيم كه هوس ميكردم، كه سرسنگينم را كه پر از دغدغه ي ديروز بود،بر شانه هاي صبورت بگذارم.ارام برايت بگويم و بگريم،در ان لحظات شانه هاي تو كجا بود؟

گفت:عزيزتر از هرچه هست،تو نه تنها در ان لحظات دلتنگي كه در تمام لحظات بودنت بر من تكيه كرده بودي.من اني خود را از تو دريغ نكرده ام كه تو اين گونه هستي.من همچون عاشقي كه به معشوق خود مينگرد با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم

گفتم:پس چرا راضي شدي من براي ان همه دلتنگي اين گونه زار بگريم؟

گفت:عزيزتر از هرچه هست،اشك تنها قطره اي است كه قبل از انكه فرود ايد،عروج ميكند،اشكهايت به من رسيد و من يكي يكي بر زنگارهاي روحت ريختم تا باز هم از جنس نور باشي واز حوالي اسمان،چرا كه تنها اين گونه ميش.د تا هميشه شاد بود.

گغتم..........
ادامه نوشته

طبیـعتی کامـلا مصنـوعی در قلـب آلمـان

این ساختمان یک کاراژ بزرگ در زمان جنگ جهانی و در واقع یک آشیانه برای تعمیرات کشتی ها و هواپیما ها بوده است. این آشیانه یکی از بزرگترین سازه های بشر است که بدون ستون پا بر جا است. در حال حاضر این سازه به یک جاذبه گردشگری در آلمان تبدیل شده است. به یک تفریحگاه و جزیره مصنوعی در وسط خشکی ... این تفریحگاه که مساحتش به اندازه 8 زمین فوتبال است با داشتن سرپوش میتواند حتی در زمستان هم پذیرای مسافرانش باشد. علاوه بر ساحل جنگل های استوایی نیز در این تفریحگاه شبیه سازی شده است که با 50 هزار درخت تزئیین شده است.

ی چیز شبیه موج های ابی خودمونه

برای دیدن عکس های بیشتر به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

ی عکس قشنگ


افسانه ي عشق و جنون....

روزي همگي دور هم جمع شدند خسته تر و كسل تر از هميشه...

ناگهان ذكاوت ايستاد و گفت:‌‌ (بياييد بازي كنيم مثلا قايم باشك!)

همه از اين پيشنهاد شاد شدند...

ديوانگي فورا فرياد زد: (من چشم ميگذارم)و از آنجايي كه هيچ كس نميخواست به دنبال ديوانگي بگردد،ه

ديوانگي جلوي درختي رفت و چشمهايش را بست و شروع كرد به شمردن...

همه قبول كردند....

يك...دو...سه...همه رفتند تا جايي پنهان شوند!

لطافت خود را به شاخ ماه آويزان كرد!

خيانت داخل انبوهي از زباله ها پنهان شد!

اصالت در ميان ابرها مخفي شد!

هوس به مركز زمين رفت!

دروغ گفت زير سنگي پنهان ميشوم و به ته دريا رفت!

طمع داخل كيسه اي كه خودش دوخته بود مخفي شد!

و ديوانگي مشغول شمردن بود...هفتادونه...هشتاد...هشتادويك...

همه پنهان شده بودند به جزعشق كه هنوز مردد بود و نميتوانست تصميم بگيرد و البته جاي تعجب هم نيست چون همه ميدانيم عشق را نميتوان پنهان كرد.

در همين حال ديوانگي به پايان شمارش ميرسيد...نود وپنج...نود و شش...نود و هفت...

هنگامي كه ديوانگي به صد رسيد،عشق پريد و در بين يك بوته گل رزپنهان شد.

ديوانگي اولين كسي را كه پيدا كرد تنبلي بود؛ٍزيرا تنبلي اش آمده بود تا جايي پنهان شود.سپس لطافت را يافت كه به شاخ ماه آويزان بود،دروغ را ته دريا،هوس را در مركز زمين،يكي يكي همه را پيدا كرد به جز عشق !از يافتن او نااميد شده بود.

حسادت در گوشش زمزمه كرد:‍‍ (عشق پشت بوته ي گل رز است!)

ديوانگي شاخه ي چنگك مانندي را از درخت كند و با شدت و هيجان زياد آن را در بوته ي گل رز فرو كرد.دوباره و دوباره... تا با صداي ناله اي متوقف شد.

عشق از پشت بوته بيرون آمد.با دستهايش صورت خود را پوشانده بود و از ميان انگشتانش خون بيرون ميزد.شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نميتوانست جايي را ببيند.او كور شده بود...

ديوانگي گفت: (من چه كردم؟ من چه كردم؟چگونه ميتوانم تو را درمان كنم؟)

عشق پاسخ داد: (تو نميتواني مرا درمان كني،اما اگر ميخواهي كاري كني، راهنماي من شو)

واينگونه است كه از آن روز به بعد،

عشق كور است و ديوانگي همواره راهنماي او...

زيبا و خواندني




در جواب واویلا.........

جهت تنویر افکار عمومی! عرض شود که:

1- اگر به فرهنگ لغت (دیکشنری) عربی - فارسی مراجعه کنید، مقابل کلمه ی غذاء نوشته شده: خوارک - خوردنی - غذا - خوردنی و آشامیدنی ، جمع اغذیه (خبری از شتر و ادرارش نیست)

2- مجددا اگر به فرهنگ لغت عربی - فارسی مراجعه کنید، مقابل کلمه ی نفر نوشته شده: مردم - مردمیان - گروه 3 تا 10 نفره از مردان - نفر - شخص (خبری از حیوان نیست)

3- اعراب حرف پ ندارند و به جای آن متناسب با کلمه از حروف ب یا ف استفاده میکنند. در مورد کلمه ی پارس هم تمام مستندات و کتابها و متون گواه این هستند که اعراب به پارس، فارس می گویند. چطور امکان داره به واق واق سگ بگویند پارس در حالی که اصلا حرف پ رو در زبان خود ندارند و به پارس، فارس می گویند؟

4- اعراب به هیچ عنوان ضرب المثلی در مورد شاهنامه ندارند، در غیر اینصورت حتما نویسنده ی اصلی متن، ضرب المثل عربی را به عنوان شاهد حرف خود ذکر می‌کرد. "آخر شاهنامه خوش است" ضرب المثلی کاملا فارسی و ایرانی است و به عنوان کنایه به کار میرود (درک این موضوع تنها نیاز به سواد ادبیات فارسی کوچکی دارد!). اعراب هیچ ربطی به این ضرب المثل ندارند.

برخی دوستان بعد از خواندن دروغ های آقای نویسنده، انواع و اقسام توهین ها را به اعراب کردند و ایرانیان قدیم را به بی ریشه بودن و ساده بودن متهم کردند. دوستان نیازی به توهین و اتهام نیست. ایرانیان قدیم به هیچ وجه بی ریشه و ساده نبودند. این ما هستیم، ایرانیان این عصر که بیش از حد ساده هستیم و عادت کردیم هر دروغی را باور کنیم. نویسنده ی اصلیِ متن از روی غرض ورزی و کینه، خزعبلاتی را بدون مدرک و سند نوشته و مردم ساده دل ما باور کرده و منتشر میکنن. لطفا کمی عمیق تر به مسائل نگاه کنید

من ک حوصله ندارم برم دنبال این چیزا ولی همون شماره 3 نشون میده ک این درسته نه اون شایدم جفتش تا حدودی اشتباه باشه ولی دونستنش از ندونستنش بهتره

سخناني از كوروش كبير

کوروش بزرگ یا کوروش کبیرمعروف به کوروش دوم نخستین پادشاه و بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی بود. کوروش بمدت سی سال، از سال ۵۵۹ تا سال ۵۲۹ پیش از میلاد، بر ایران سلطنت کرد.بخاطر بخشندگی، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون و گسترش تمدن، شناخته شده‌است.ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان او را سرور و قانونگذار می‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را، به منزله مسیح پروردگار بشمار می‌آوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌دانستند.


دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند

آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولتاست

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکرمی کنند، نه رفتار و عملکرد شما.

فراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوتانجام می دهند.

انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آننخواسته اید .

من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد

من ملتم را سربلند ساحت زمين خواهم كرد زيرا شادماني او شادماني من است

همه ی جان و تنم/وطنم وطنم وطنم وطنم


روز جهانی کوروش بزرگ
روز پدر سرزمین پر افتخار ایران
مبارک


واویلا............

اعراب به ما آموختند که آنچه را که میخوریم "غذا" بنامیم و حال آنکه درزبان
عربی غذا به "پس آب شتر" گفته میشود. در دهخدا بخوانید: غذا. [ غ َ ] (ع اِ)
بول شتر. (اقرب الموارد). رجوع به غذی شود .دهخدا توصیه کرده است *به جای غذا
از پزا استفاده کنیم*: دهخدا: پزآ ( پز + آ ) ، پخته شده و آماده گردیده ،
واژه پزا را میتوان بجای غذا که هموزن یکدیگر میباشند بکار برد تا با این روند
از درایش واژگان ناپسند بیگانه در زبان پارسی خودداری نمود

 و اعراب به ما
آموختند که برای شمارش جمعیّتمان کلمۀ "نفر" را استفاده کنیم و حال آنکه در
زبان عربی حیوان را با این کلمه میشمارند و *انسان را باکلمۀ "تن" میشمارند*؟
شما ۵ تن آل عبا و ۷۲ تن صحرای کربلا را بخوبی میشناسید .

اعراب به ما آموختند
که "صدای سگ" را "پارس" بگوئیم و حال آنکه این کلمه نام کشور عزیزمان
میباشد؟

*اعراب
به ما آموختند که "شاهنامه آخرش خوش است" و حال آنکه فردوسی درانتهای شاهنامه
از شکست ایرانیان سخن میگوید*

 .آیا بیشتر از این میشود به یک ملّت اهانت کرد و
همین ملّت هنوز نمیفهمد، که به کسانی احترام میگذارد که به او نهایت حقارت را
روا داشته اند وهنوز با استفادۀ همین کلمات به ریشش می خندد. آیا در کتاب
سفینه البهار نمیخوانیم که بالاترین ایرانی از پست ترین عرب پست تر است؟!!!!♪ این
نوشته رو شیر کنین تا به مردانی از سرزمین پارس پارسی سخن گفتن رو یاد بدیم

شعري از اقا مصطفاي حسن زاده

اگه دوست داري واست رو برج ميلاد هوار كنم                اگه دوست داري واست دايناسور شكار كنم

  اگه دوست داري واست يه گاو از هلند بيارم               بس كه خوشكلي واست يه كاميون اسپند بيارم

اگه دوست داري واست يه ربات از چين بيارم                اگه مرواريد كمه، هزار تا دلفين برات بيارم

اگه دوست داري ببرمت كيش يكم برنزه شي               از خدا ميخوام عزيز كه هيچ وقت تو تنها نشي

  تو بخواه  هيكلتو  فوري  طلاجات  ميكنم                   برو گم شو ....  سر يك ثانيه پيدات  ميكنم

تو بخواهي  عزيزم، من فدايت  ميشوم                         حقير  هستم   ولي   لايقت   ميشوم

اگه بخواي شبا فقط واسه تو گيتار ميزنم                     اگه از من دور بشي من خودمو دار ميزنم

كي شود اي دوست، ياد از ما  كني؟                        ياد از  اين  پروانه ي  بي  پروا   كني

كي  شود  صياد  من صيدت شوم                            همچو  يك  زنداني  در  بندت   شوم  

كي شود پيش قدم هاي تو اسپند شوم                     در  مسير  راه  تو  پرپر  شوم

بدون شرح....