باز باران
باز باران با ترانه
می خورد بر بام خانه
خانه ام کو ؟
خانه ات کو ؟
آن دل دیوانه ات کو؟
روزهای کودکی کو ؟
فصل خوب سادگی کو؟
یادت آید روز باران
گردش یک روز دیرین ؟
پس چه شد دیگر ٬ کجا رفت ؟
خاطرات خوب و رنگین
در پس آن کوی بن بست
در دل تو آرزو هست ؟
کودک خوشحال دیروز
غرق در غمهای امروز
یاد باران رفته از یاد
آرزوها رفته بر باد
باز باران ٬ باز باران می خورد بر بام خانه
بی ترانه ٬ بی بهانه ، شایدم گم کرده خانه !
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 0:0 توسط Mohammad
|