باسلام خدمت ننه جون و بابای عزیزم امیدوارم حالتان خوب باشد اگر از احوال

من می پرسید باید بگویم حالم برعکس می باشد.

بابا جان روز اول که به جلوی دانشگاه  رسیدم با اولین چیزی که آشنا شدم

حراست بود که با لباس های آبی جلوی درب ورودی نشسته بودند من به آنها

سلام کردم ولی جوابم را ندادند همانهایی که رایگان دهنمان را سرویس

می کنند(خدا خیرشان بدهد) وقتی از آنجا رد شدم یک خروس دیدم البته اول

فکر کردم خروسه یک پسر بود که شکل خروس دختر مشهدی زینل را می داد

البته خروس آنها خوشگل تر است راستی یادم افتاد به کوکب بگویید به

دختر مشهدی زینل سلام برساند و دوباره درباره اون تحقیق کند چون من با

هر کسی ازدواج نمی کنم آخه من دانشجوام.جمشید آقا می گوید باید یک friend girl بگیری

می گفت هر وقت بیکار شدی یا حوصله ات سر رفت یا هر

ساعت که تنها شدی از تنهایی درت می آره و اگه ازش خوشت نیومد می تونی

عوضش کنی این اولین چیزی است که پس گرفته می شود، می گفت

در دانشگاه مثل آب خوردن پیدا می شه من دوست ندارم friend boy باشم

راستش را بخواهید از این اسم خوشم نمی آید چون به قول ننه جون هر

چیزی به سختی بدست بیاید ارزشش بالاست به جای فرند گیرل با یک

پیشی در پشت سلف دانشگاه آشنا شدم که از همه دخترهای دانشگاه

خوشگلتر و باوفاتر است هر وقت مرا می بیند میومیو میکند راستی ننه جان

در دانشگاه ما محوطه ای است که اسمش را ((بهشت کوچک)) گذاشته اند

ودر آن فرندها با همند و تغذیه و تقویت می شوند جمشید آقا میگوید تو

خیلی محلی هستی یعنی نه پاستوریزه ای نه استرلیزه برای همین وقتی

دخترها مرا می بینند کرکر میخندند ولی من هم به پاچه شلوار آنها می خندم به

دختر مشهدی زینل بگویید نگران نباشد من اصلا به آنها رو نمی دهم و جوابشان را نمی دهم

عمرا با آنها فرند بشم ننه جان جمشید آقا می گوید در سربازی خرها را آدم می کنند اما اینجا

آدم ها خر می شوند خوب دانشگاهه دیگه،دیگر مزاحم اوقاتتان نمی شوم.


پسرتان