شاد باش classmate!!!
لره می فهمه که دوست دخترش می خواد باهاش بهم بزنه، بهش میگه من حامله ام.
ترجیح میدهم در فیسبوک باشم و به درس خواندن فکر کنم تا اینکه در حال درس خواندن باشم و به فیسبوک فکر کنم.
(یکی از فامیل های دور دکتر شریعتی).
پدری به دخترش میگه: دخترم راجع به پیشنهاد ازدواجی که بهت داده اند خوب فکرهایت رو بکن.
دختر گریه کنان میگه: ولی من می خواهم پیش مامانم باشم.
پدر: خوب، اونم با خودت ببر عزیزم.
دختر گریه کنان میگه: ولی من می خواهم پیش مامانم باشم.
پدر: خوب، اونم با خودت ببر عزیزم.
یه بار سه تا زن می خواستن برن عروسی،
اولی میگه: من لباس مشکی می پوشم. بهش میگن: چرا؟ میگه: آخه شوهرم موهاش مشکیه!
دومی میگه: من لباس قهوه ای می پوشم! چون موهای شوهرم قهوه ایه!
سومی میگه: من هیچی نمی پوشم! بهش میگن چرا؟ میگه: آخه شوهرم کچله!
اسبه زنگ ميزنه سيرك ميگه: آقا شما برای سيركتون اسب نمي خواين؟
یارو ميگه: هنرت چيه؟
اسبه ميگه: احمق نمی بینی دارم باهات حرف میزنم!؟
نصیحت غضنفر به زنش: هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی با دمپایی فورا نکوب رو سرش... بی توجه از بغلش رد شو... این کار از صدتا فحش براش بدتره.
يه روز معلم به شاگرداش ميگه: بچه ها بيايد بريم براي اومدن بارون دعا کنيم.
بچه ها میگن: دعاي ما که برآورده نمي شه!
معلم ميگه: چرا؟ دعاهاي شما برآورده مي شه!
بچه ها میگن: اگه دعاي ما برآورده مي شد که تا الان شما صد بار مرده بودین.
بچه ها میگن: دعاي ما که برآورده نمي شه!
معلم ميگه: چرا؟ دعاهاي شما برآورده مي شه!
بچه ها میگن: اگه دعاي ما برآورده مي شد که تا الان شما صد بار مرده بودین.
غضنفر از تاکسی پیاده می شه درو محکم می بنده میگه: پدر سگ خودتی.
راننده میگه: من که چیزی نگفتم!
راننده میگه: من که چیزی نگفتم!
غضنفر میگه: بعداً که میگی.
لره عروسی میکنه برادرش دم در اتاقش میشینه.
ازش میپرسن: چرا دم در نشستی؟
میگه: بوام گفته بعد از برارت نوبته توه.
ازش میپرسن: چرا دم در نشستی؟
میگه: بوام گفته بعد از برارت نوبته توه.
خروسه سر کلاس به مرغه میگه: یه نوک میدی؟!
مرغه: اینجا ضایس که... نمیشه... نه!
خروسه: به جهنم، با خودکار مینویسم.
غضنفر میره خارج میگن اسمت چیه؟
میگه: Power God New Day،
میگن: فارسی بگو!
میگه: قدرت ا... نوروزی.
یارو پشت در اتاق عمل بوده پرستار صدا ميزنه: همراه مريض...
یارو میگه: یادداشت کن 0912134...
پلیس جلو یه ماشین رو می گیره و میگه: چون از صبح اولین كسی هستی كه كمربند ایمنی بستی برنده 60 هزار تومن پول شدی. حالا می خوای باهاش چیكار كنی؟
مرد میگه: میرم گواهینامه می گیرم.
زنش سریع میگه: جناب سروان، به حرفاش گوش ندین، این وقتی اكس می زنه پرت و پلا میگه.
بچّشون از اون پشت میگه: بابا نگفتم با ماشین دزدی قاچاق نكنیم؟
یه صدا از صندوق عقب میاد: از مرز رد شدیم یا نه؟
مرد میگه: میرم گواهینامه می گیرم.
زنش سریع میگه: جناب سروان، به حرفاش گوش ندین، این وقتی اكس می زنه پرت و پلا میگه.
بچّشون از اون پشت میگه: بابا نگفتم با ماشین دزدی قاچاق نكنیم؟
یه صدا از صندوق عقب میاد: از مرز رد شدیم یا نه؟
یارو رو به زور وادار به نماز خوندن مي كنن. بعد مي بينن نشسته داره همين جوري دعا مي كنه. ميرن گوش ميدن مي بينن ميگه: خدايا! اينا منو به زور وادار كردن به نماز خوندن، تو خودت قبول نكن.
مرد: چرا دعوامون میشه عصبانی نمیشی؟ زن: خودمو کنترل می کنم.
مرد: چه جوری؟ زن: توالت میشورم.
مرد: چه ربطی داره؟ زن: آخه با مسواک تو میشورم!!!
یک روز مردی با عجله پیش دکتر می رود و می گوید: سلام دکتر! زود بیا، آپاندیس زنم درد گرفته است. دکتر می گوید: من که یک هفته پیش آپاندیس زنتان را عمل کردم، مگر می شود یک زن دو تا آپاندیس داشته باشد؟ آن شخص می گوید: نه، ولی یک مرد که می تواند دو تا زن داشته باشد.
به لره میگن: خدا رو میشناسی؟
میگه: وقتی رفت و آمد نباشه از کجا بشناسم!
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 19:40 توسط
|