-  آقای دکتر از اینکه وقتتان را به این گفتگو اختصاص دادید متشکرم. لطفاً در ابتدا برای خوانندگان این نشریه بیشتر خودتان را معرفی نمایید تا بدانند از کجا و چه سالی فارغ التحصیل شدید و چرا دامپزشک شدید؟

                            

من جمشید رزم یار هستم. متولد مشهد به سال 1349. دکترای عمومی را سال 1373 از اهواز گرفتم و سال 82 هم در رشته تخصصی بیماریهای طیور دانشگاه تهران پذیرفته شدم. در ابتدا علاقه خاصی به دامپزشکی نداشتم و در کل به علوم پزشکی علاقه داشتم منتها شرایط خاصی در سال 67 وجود داشت و درگیر مشکلاتی بودم که نتوانستم برای کنکور به آمادگی کامل برسم ولی در عین حال با عدم آمادگی شرکت کردم و دامپزشکی قبول شدم.

 

-  بعد هم در طول دوران تحصیل پشیمان نشدید که چرا در این رشته تحصیل می کنید؟ یا برعکس شاید هم علاقه‌مند شدید؟!

 

اتفاقاً از سال دوم آنقدر علاقه مند شدم که با این وصف که در آن زمان با حداقل شرایط هم می شد در دانشگاه آزاد دندانپزشکی خواند و خیلی از دوستان من هم از ورودی ما رفتند ولی ماندم و ادامه دادم.

 

-  قبل از اینکه به سازمان نظام دامپزشکی تشریف بیاورید و اصولاً بعد از فارغ التحصیلی به چه کاری مشغول بودید و چرا اینقدر دیر تخصص گرفتید! فاصله نسبتاً زیادی بین فارغ التحصیلی شما از دوره عمومی و ورود به رشته تخصصی بیماریهای طیور وجود دارد.

 

از سال سوم دانشکده یعنی سال 70 با تنها کلینیکی که در اهواز بود (آقای دکتر مظاهری) که ایشان استاد بازرسی گوشت بودند و بعد هم تخصص آناتومی گرفتند همکاری می کردم. از طرفی به دلیل اینکه درسم خوب بود و کارهای جانبی هم داشتم و مقالاتی هم ارائه کرده بودم وقتی امتحان تخصص برگزار شد (سال 1373) در رشته طیور شرکت کردم و این هم به این دلیل نبود که علاقمند به طیور بودم ، نه قبلاً و نه حتی الآن ، بلکه به این دلیل بود که آنقدر دامپزشکی را در همه جنبه های آن دوست داشتم و چون در تقریباً همه زمینه ها کار کرده بودم و وضعیت درسی من هم خوب بود نمی خواستم محدود به یک جنبه مثلاً داخلی یا جراحی بشوم و به همین علت موجودی را انتخاب کردم که داخلی و جراحی و مامایی آن همه با هم باشد و در آن زمان طیور اینطور بود و هنوز تفکیک نشده بود. از طرف دیگر هم طیور در دامپزشکی مشابه ارتوپدی و جراحی قلب و .. در پزشکی رشته تاپی است و به این دلیل یک چالش بود و دوست داشتم در این رشته شرکت کنم. در سال 73 وضعیت بسیار خوبی داشتم و در اوج آمادگی بودم و تقریباً مطمئن بودم که قبول می شوم. به دلایلی که آنزمان مطرح بود در شروع دوره های تخصصی ، افراد خاصی مدنظر بودند و سفارشات خاص از جاهای مختلفی بود و این تفکر وجود داشت که فرد تازه فارغ التحصیل باید سالها صبر کند تا مهر مدرکش خشک شود و بعد از آن برای تخصص وارد شود. این موضوع باعث دل زدگی من شد. چون اصلاً فکر نمی کردم که بخواهم در سطح عمومی به کارم ادامه بدهم. شاید به همین علت بود که در دوران دانشجویی هم به دنبال تحقیقات بودم. سال 71 یعنی دو سال قبل از فارغ التحصیلی ام در اولین کنگره ملی زئونوزها مقاله داشتم. در همان سال در مجله Indian Veterinary Journal و یک سال بعد از آن در مجله معتبر Veterinary Parasitology مقاله داشتم. نوع برخورد آن زمان با افراد علاقه مند به ادامه تحصیل باعث شد تا کاملاً دوره تخصص را تا حدود ده سال بعد کنار بگذارم. ابتدا طرح سربازی را در شبکه دامپزشکی چناران که منطقه محروم بود  گذراندم. سال بعد طرح را در بخش خصوصی ادامه دادم. در یک دوره ای همکار مرحوم دکتر آواک به صورت مطب شراکتی بودم که متأسفانه با فوت ایشان ادامه آنکار متوقف شد و در بخش خصوصی به تنهایی ادامه دادم و در شهرستان چناران به دلیل وجود عشایر اغلب کار من در زمینه گوسفند و دام بزرگ بود و گاو هم بصورت روستایی و نه گاوداری صنعتی. در مشهد ، طیور ، پرندگان زینتی و حیات وحش زمینه های کاری من بودند. در این سالها به دلیل علاقه ای که داشتم و سعی می کردم رابطه خودم را با مطالعه و تحقیق قطع نکنم کارآموزهای خیلی زیادی به مطب من می آمدند. چه در تابستان و چه حتی بصورت دائم در طی سال و اصرار آنها بر این بود که شرایط قبل تغییر و نوع نگرش تغییر کرده و حتی برخی اوقات کارآموزهای خودم را می دیدم که رزیدنت شدند و به اصرار آنها در سال 82 دوباره تصمیم گرفتم که امتحان بدهم و خودم را برای تخصص بسنجم که قبول شدم و مطب را کنار گذاشتم و آمدم برای ادامه تحصیل.

 

-  آقای دکتر از قبل اجازه خواستم که برخی از سؤالات خارج از قالبهای کلیشه ای باشد.

 

کاملاً آزاد باشید...

 

-  مدتی است که بنده افتخار دارم خدمت جنابعالی در سازمان نظام دامپزشکی هستم. به نظر شخصی خودم فکر می کنم بعضی افراد در جامعه ما باید در جایگاه بالاتری باشند ولی به دلایلی نیستند. آنچه من از جنابعالی در این مدت دیدم و حتی در غیاب شما هم بارها گفته ام تسلط علمی حضرتعالی برای من فوق العاده جالب است و باید قاعدتاً الآن به طور مثال و در حالت طبیعی شما را به عنوان عضو هیئت علمی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران که دوره تخصص خود را هم در آنجا گذرانده اید ببینیم. چرا اینطور نیست؟ با توجه به اینکه حتی در برخی موارد از بعضی اعضای فعلی هیئت علمی دانشگاه هم به نظر من سطح علمی شما اگر بالاتر نباشد قطعاً کمتر نیست!

 

داستانش خیلی طولانی است. در جامعه دردهایی داریم که به همه جا بر می گردد. اول از همه چون مصاحبه شما خارج از عرف معمول است و شاید حالتی شبیه صندلی داغ دارد بنابر این بهتر است حقایق گفته شود. در سال 82 که کارآموزانم اصرار داشتند که تخصص شرکت کنم و خیلی از آنها رزیدنت شدند و حتی الآن عضو هیئت علمی شده اند دو پذیرش از کانادا داشتم. واقعاً هیچ شناختی هم نداشتم که دانشگاه تهران در چه وضعیتی است. خوب کسی که در اهواز درس خوانده یا ارومیه بوده یا جاهای دیگر دانشگاه تهران با قدمت 70 ساله خودش یک رؤیا برای آن فرد است. حتی بعضی اوقات انسان احساس می کند که Guelph نرفتن و در تهران درس خواندن چندان تفاوتی نکند. این حس در تمام رزیدنت های اکثر دانشکده های ما هست مگر آنکه دانشجوی خود آن دانشکده باشند که عمدتاً هم اینطور است و دانشجویان خود دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران در اولویت هستند. در عین حال اگر از دانشکده های دیگری وارد دانشگاه تهران بشوند بعد از شش ماه می بینند که از آنچه تصور داشتند چقدر متفاوت است. عصر ارتباطات هم به راحتی این امکان را فراهم می کند که همگان بدانند که در دانشگاههای دنیا چه می گذرد؟ دوره رزیدنتی و PhD چه تفاوتی باید با هم داشته باشند و چه مباحثی را باید استاد تدریس کند و چه امکاناتی لازم است تا به کسی بگوییم دکتر و به دیگری بگوییم دکترای تخصصی. به نظر می رسد که الآن تنها یک رقابت سنگین برای ورود اتفاق می افتد و متعاقب آن یک خروج حتمی با مدرک دکترای تخصصی و تحت هر شرایطی! اگر بخواهیم واقعیت را بگوییم حتی بعضی اوقات می بینید که پایان نامه یک فرد کاملاً زیر سؤال است و غلط می باشد. اما نگاه اینست که کسی سؤال نپرسد و اشکال نگیرد و آن فرد با نمره خوب مدرک تخصصی بگیرد و حتی عضو هیئت علمی بشود و دیگران را پرورش بدهد! علیرغم این درد که وجود دارد ، اساتید بخش طیور دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران و بخشهای دیگری که من با آنها کار کرده ام افراد نام آوری هستند. یکسری از آنان هم بصورت علمی و هم بصورت تجربی و برخی هم تنها در جنبه علمی بزرگ هستند. اینکه چرا من جذب بخش طیور به عنوان هیئت علمی نشدم چند مسئله است. یکی اینکه این بخش جمعیت بسیار زیادی دارد در صورتی که مثلاً بخش فیزیولوژی که تعداد واحد قابل توجهی در دوره دکترای عمومی دارد اما تنها دو نفر هیئت علمی دارد ولی بخش طیور ظرفیت آن تکمیل است و به این دلیل تقاضا ندادم. در شهرستانها این امکان وجود داشت ولی برای من که زندگی متفاوتی داشتم و در اهواز زمانی را گذراندم و بعد چند سال در چناران و بعد مشهد و اکنون هم تهران و با توجه به اینکه متأهل هستم و پسرم هم دوران دبستان را می گذراند دور شدن از مرکز احساس می کنم کافی است. مورد دوم این بود که شرایط تهران با شهرستانها متفاوت است. هیئت علمی که در شهرستان است بهیچ وجه آن امکانات و ارتباطات تهران را ندارد. شما حساب کنید که در تهران من صبح در آزمایشگاه تماس می گرفتم وسایل PCR را که می خواستم تا ظهر برای من می آوردند  اما مثلاً در اهواز که باشید تا آن شرکت بخواهد برای شما بفرستد و ممکن است در هواپیما مواد خراب بشود و دیر برسد و این کار را مشکل می کند. البته حدود یک سال پیش در دانشگاه مشهد که محل تولد من هم هست چون نیرو می خواستند درخواست داده ام که باید پیگیر آن باشم.

 

-  آقای دکتر بیاییم جلوتر و برسیم به سازمان نظام دامپزشکی. نزدیک به یک سال است که در سازمان نظام دامپزشکی تشریف دارید. قبل از حضور جنابعالی چنین معاونتی وجود نداشت و معاون فنی سازمان در اصل عهده دار کار آموزش و ... هم بود. اول بفرمایید که چطور شد شما به نظام آمدید و به عنوان معاون آموزشی و پژوهشی انتخاب شدید؟

 

 

من هیچ ارتباط و آشنایی با رئیس سازمان نظام دامپزشکی نداشتم. خوب سال 82 تخصص را شروع کردم و سال دوم امتحان بورد را دادم و کار پایان نامه را هم با سرعت تمام کردم و به دلیل مشکلاتی که وجود داشت به دلیل قوانین باید صبر می کردم چون بین پروپوزال و دفاع باید شش ماه فاصله باشد و اینها باعث شد که من چهار ساله تخصص را تمام کنم در صورتی که تابستان سال سوم آماده دفاع بودم و یک سال مجبور شدم صبر کنم. سال 86 و حدود دو ماه قبل از دفاع با من از نظام دامپزشکی تماس گرفته شد و گفتند به نظام بیایید برای مصاحبه برای بحث آموزش و پژوهش. من شناختی هم نداشتم و به عنوان یک کلنیسین نگاهم به سازمان نظام دامپزشکی این بود که این سازمان هیچ کاری نکرده و مثل عروسک است و قوانین آن اجازه کاری به این سازمان نمی دهد و خودش هم هیچ کاری نکرده است. در سالهای قبل به هر حال من به عنوان یک کلنیسین با نظام ارتباط داشتم.

 

-  از چه زمانی عضو این سازمان شدید؟

 

از همان ابتدا مثل هر فارغ التحصیلی که علاقه به عضویت در نظام دامپزشکی دارد من هم در همان ابتدا شماره عضویت را دریافت کردم. سال 73 که فارغ التحصیل شدم تقریباً با سه سال فاصله نظام دامپزشکی تأسیس شد. مادر همسر من هم اتفاقاً رئیس اولین دوره نظام استان بود و به هر حال آشنایی با نظام دامپزشکی و فعالیتهایش داشتم. اینکه می گویم مثل خیلی های دیگر احساس خوبی از نظام دامپزشکی نداشتم و ارتباط مستقیمی وجود نداشت به این دلیل بود که عملاً غیر از صدور کارت عضویت دیگر کار خاصی انجام نمی شد. شاید در قالب کارهای رفاهی فعالیتهایی صورت گرفته بود. مثلاً تلفن همراه یا آرم طرح ترافیک برای تهران ولی عملاً هیچگاه از این کارها و این محدوده خارج نشد و نقش خودش را در جامعه به لحاظ سیاسی ، اجتماعی و صنفی پیدا نکرد. خوب وقتی با من تماس گرفتند من شنیده بودم که گروه جدیدی آمده اند و دورادور بدون اینکه شناختی از این افراد داشته باشم شنیده بودم که میخواهند تغییر و تحولی ایجاد کنند. از یک طرف دیگر پروژه های زیادی بصورت شبانه روزی در آزمایشگاه داشتم و به تحقیقات مشغول بودم و در آزمایشگاه بیمارستان مردآباد و مرکزی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران کار می کردم و وقتی اسم پژوهش به میان آمد با خودم گفتم شاید امکاناتی در اینجا باشد که بتوان این پروژه ها را پیگیری کرد و بشود فارغ التحصیلان را ساماندهی کرد و در این پروژه ها مشغول و این مسیری که الآن موجود است و فارغ التحصیلان در جامعه رها می شوند را عوض نمود. با یک کنجکاوی از یک طرف و با یک نگاه اقتصادی از این طرف که اگر من در این مصاحبه موفق شوم می توانم مدتی را در تهران بمانم و به هر حال شغل ثابتی داشته باشم و مشکلی برای خانواده ام پیش نیاید به نظام دامپزشکی آمدم. با این نگاه آمدم و رزومه ام و برنامه هایم را خواستند و بعد از مدتی دوباره تماس گرفتند و بعد از دو یا سه بار بین افرادی که در این زمینه مطرح بودند من را انتخاب کردند.

 

-  اول که به نظام دامپزشکی تشریف آوردید تصورات و برنامه هایی داشتید. در جلسات مصاحبه هم معمولاً وعده داده میشود که در جهت تحقق این اهداف و برنامه ها کمال پشتیبانی صورت پذیرد. الآن که نزدیک به یک سال از قبول این  مسئولیت می گذرد چه تصوری از نظام دامپزشکی دارید و اصولاً آیا برنامه هایی که داشتید اجرا شده و این سیستم اصلاً اجازه می دهد که برنامه ها به اجرا در آید یا خیر؟

 

بر اساس تجربه سنی که من دارم در برخی موارد امکانات و شرایط فراهم است ولی نیروی انسانی نیست که کار را انجام دهد. یا فرد نیست یا نمی خواهند و این باعث میشود که فکری نباشد تا بخواهد قابلیت اجرایی پیدا کند. در بعضی دستگاهها افراد هستند و فکر وجود دارد ولی شرایط و امکانات نیست. می شود گفت سازمان نظام دامپزشکی بیشتر درگیر قسمت دوم است. یعنی ایده هست و می خواهد پیاده شود. طبعاً نیروی انسانی و بودجه و همکاری بین بخشی لازم است. در بخش نیروی انسانی شدیداً با ضعف مواجه هست. یعنی مثلاً شما می بینید که یک نشریه ساده که فصلنامه هست 20 یا 25 نفر نیرو در آن کار می کنند و این در حالی است که در سازمان نظام دامپزشکی مرکزی کل افرادی که تخصصی هستند یعنی دکتر دامپزشک هستند شاید به انگشتان دو دست و حتی یک دست هم نرسد. بقیه هم که نیروهای اداری هستند. حالا حساب کنید سازمانی که با این کمبود نیرو مواجه است چطور می تواند برنامه متنوع دامپزشکی را چه از جنبه صنفی و چه از جنبه کمک به سلامت جامعه به عنوان بازوی بخش دولتی انجام دهد؟ اگر اینجا کادر فنی و متخصص نداشته باشد نمی تواند کمکی بکند. کما اینکه این مشکل در سازمان دامپزشکی کشور هم وجود دارد. شما حساب کنید که بحث طیور در این مملکت با چیزی حدود 5 بیلیون دلار سرمایه ای که گذاشته شده و با بیش از 5/2 بیلیون دلار سرمایه در گردش فقط با دو یا سه نفر در دفتر طیور سازمان دامپزشکی اداره می شود که تازه یکی از آنها متخصص است و بقیه دکترای عمومی دارند و اینها می خواهند طیور به این عظمت را با همه مشکلاتش مدیریت کنند. این است که نیروی انسانی یک مشکل است. بخش بعدی مسئله بودجه است. اعتبار سازمان نظام دامپزشکی به دلیل عدم طراحی مناسب در قانون سال 76 آن وابسته به دولت شده است. یعنی به جای آنکه از قالبهای صنفی درآمد داشته باشد مثل نظام پزشکی و نظام مهندسی و ... باید به دولت نگاه شود که چقدر بودجه می دهد که بعضی اوقات این اعتبار در برخی استانها کفاف هزینه های معمولی نظیر آب و برق و گاز و تلفن را تأمین نخواهد کرد. به این دلایل کار کم انجام می شود و در نتیجه مشارکت اعضاء و پرداخت حق عضویت هم کم می شود و این مشکل هم به مشکلات دیگر اضافه می شود. نکته دیگر آنکه ساختاری دیده نشده که در جهت همکاریهای بین بخشی بین این سازمان و دانشکده های دامپزشکی ، مؤسسات تحقیقاتی و سازمان دامپزشکی تعاملی باشد که آنها هم این سازمان را بپذیرند و از اینجا کمک بگیرند و اگر هم تابحال ارتباطی بوده در حد آشنایی و دید و بازدید نوروزی و ایام عید بوده تا ارتباطی که باید در کمیته های مختلف وجود داشته باشد و در طول سال به طور مستمر پیگیری شود. این ارتباط باید منجر به کمک گرفتن از پتانسیل بخش خصوصی شود چون سازمان نظام مستقلاً بخش خصوصی که بخواهد وارد کار شود نیست و بلکه راهبر و برنامه ریز است برای بخش خصوصی که بتوانند وضعیت بهتری داشته باشند و در توسعه و تأمین سلامت جامعه مشارکت کنند.

 

-  دوباره سؤالم را تکرار می کنم. چقدر از برنامه هایی که روز اول داشتید به مرحله اجرا درآمده است؟ و آیا از این مدتی که در نظام دامپزشکی مسئولیت معاونت آموزشی و پژوهشی را داشتید راضی هستید که در این سازمان بودید؟ با توجه به اینکه معمولاً افرادی که از بخش خصوصی و آنهم کار درمان که امری فنی و علمی است به کارهای اداری وارد می شوند و در این قالب قرار می گیرند بعد از مدتی دلزده میشودند و بر می گردند!

 

دوست دارم این مسئله را باز کنم. اولاً اینکه همانطور که گفتید من سالها در بخش خصوصی کار کردم و سابقه طولانی در بخش خصوصی دارم ، سازوکارهای بوروکراتیک دولتی خیلی خسته کننده هستند و تحملشان سخت است. خیلی سخت است. همانطور که شما گفتید باعث دلزدگی می شود. چون انسان احساس می کند که یک کاری را می تواند براحتی انجام دهد اما وقتی در یک روال اداری می افتد زمان بسیار طولانی را می برد که ارزش و اهمیت آن کار از بین می رود. اما از یک طرف دیگر فکر می کردم که اگر ما بیرون نشستیم و ادعا می کنیم که می شود بهتر کار کرد شاید مناسبتر آن باشد که داخل گود شویم و با تحمل شرایط بوروکراتیک و مشکلات موجود شاید بتوانیم یک یا دو یا سه کار انجام داد. اینکه چقدر از برنامه ها اجرا شد و چقدر راضی هستم خوب من راضی نیستم. به هیچ وجه راضی نیستم. بخاطر اینکه در عین حال که سعی می کنیم بیشترین وقت را برای اینجا بگذاریم و هم من و هم بقیه همکاران حتی وقت خانواده شان را اینجا می گذارند و خودشان را بدهکار اعضای نظام دامپزشکی می دانند ولی خیلی برنامه‌ها به دلایل مختلف مورد موافقت قرار نگرفت و به مرحله اجرا نرسید. نمونه آن مجله پژوهشی بود چون در دنیا سازمانهای خاصی هستند که از بخش خصوصی شان بخصوص در زمینه دامپزشکی در بحث تحقیقات کمک می گیرند. در کشور ما تأمین کننده بودجه تحقیقات دولت است و به همین دلیل عمدتاً حیف و میل می شود و طرحها انجام میشود و گزارشات بیرون می آید ولی کاربردی ندارد. مثلاً اگر یک واکسن سی سال است در کشور ما تولید می شود بدون اینکه هیچ تحقیقی انجام شود و بهبود یابد با همان کیفیت قبل تولید می گردد. کشورهایی که در سطح پائینتری از ما بودند با زمان کوتاهی وارد تولید می شوند و حتی محصولشان را صادر می کنند و حتی ما به وارد کننده محصولات آنها تبدیل می شویم. بعضی اوقات هم محصولاتمان را با اجبار به مصرف کننده می دهیم و  راضی هم نیستیم کیفیت را بالا ببریم و نه اجازه می دهیم رقابت آزاد وجود داشته باشد. این بود که می خواستیم بخش خصوصی را از طریق مجله پژوهشی به سمت تحقیقات بیاوریم. یعنی محقق دانشگاهی اگر می خواهد نمونه بگیرد باید از کلینیک و فارم بخش خصوصی بگیرد و باید با آنها ارتباط داشته باشد. بحث کمیته های تخصصی را هم خیلی فعال کردیم. شما خودتان هم خیلی کمک کردید. دیدید که بجای ماهی یکبار ، هر دو هفته یکبار جلسات منظم تشکیل شد و بعضی از کمیته ها در دوره اول و دوم در کل دوره سه بار تشکیل شده بودند اما ما در همین شش ماه گذشته بعضی از کمیته ها را در جلسه 20 دیدیم. ولی متأسفانه نگاهی که شاید نشود آن را تغییر داد در بعضی از کمیته ها و افراد وجود داشت. آن تحرک و حسی که همه باید داشته باشند و کار بشود نتوانستیم این حس را نه تنها در دامپزشکی بلکه در میان همه آحاد جامعه ایجاد کنیم. به همین دلیل در برخی از کمیته ها ما نتیجه خوبی نگرفتیم در حالی که بعضی از آنها هم بسیار خوب عمل کردند. خیلی از برنامه ها هم وجود داشت ولی سازوکاری برای اجرای آنها دیده نشده بود. مثلاً بحث استانداردسازی مشاغل دامپزشکی از سالها پیش در قانون سازمان نظام دامپزشکی مطرح بود ولی خوب در قانون از سیزده بند اختیارات و وظایف سازمان بیش از نیمی از آنها که فقط جنبه همکاری و مشورت دارد و معلوم نیست که چرا به این شکل نگارش یافته است؟!!! واقعاً تفسیر آنها را می تواند به هر شکل انجام دهد. تخلفات صنفی ، صدور کارت و استاندارد مشاغل از جمله این وظایف است. استاندارد را هم می شود به هر شکل تفسیر کرد که آیا این استاندارد شغل است یا فعالیت؟ سازوکار آن هم به هر حال در این ده ساله پیگیری نشده بوده است. کمیته ها به هر حال شروع به نوشتن استاندارد کردند اما وقتی نوشتند تازه گفتیم خوب حالا کدام دستگاه اجرایی و طبق چه قانونی ملزم به اجرای آنها می شود. لذا باید آئین نامه اجرایی آن نوشته می شد و حتی بودجه خاصی هم برای نگارش استانداردها در نظر گرفته می شد. البته من خیلی دوست داشتم که انجمنهای علمی تأسیس شود و انشاء الله باز هم پیگیری می کنم که این کار به نتیجه برسد. در عین حال که خیلی تأکید شد ولی در بعضی کمیته ها توجه به این امر نشده است و این به این دلیل است که گاهی تشکلهای صنفی کوچکتری در حواشی وجود دارد که نمی خواهند یکی و قوی شوند و همان را کافی می دانند و مقاومت می کنند.

 

-  در مورد نشریه نظام چون شما سردبیر این نشریه هم هستید من سؤالی دارم. با توجه به اینکه بودجه نظام دامپزشکی محدود است چه دلیلی وجود دارد که فصلنامه سازمان به ماهنامه تبدیل شده است؟ ضمن آنکه اعضای سازمان هم از نشریه آنچنان که باید راضی نیستند. یعنی نشریه به دست آنها برسد یا نرسد برایشان فرقی نمی کند.

 

نکته خوبی را اشاره کردید. آنطور که مشخص است قبل از حضور من در سازمان نظام دامپزشکی در آن زمان این بحث مطرح میشود که فصلنامه ابتدا به ماهنامه و سپس به تدریج به خبرنامه هفتگی تبدیل شود.

 

-  کجا این مسئله مطرح شده بود؟ در شورای مرکزی سازمان نظام دامپزشکی؟

 

من اطلاع ندارم. چون در مصوبات شورای مرکزی ندیدم.

 

-  یعنی می خواهم بدانم کجا این تصمیم گرفته شده است؟

 

 فکر کنم در مجموعه مدیریتی اینجا بوده است. قبل از اینکه من بیایم تبدیل فصلنامه به ماهنامه انجام شده بوده و من هیچ نقشی در این مسئله نداشتم. البته با نشریه همکاری داشتم ولی همکارمان آقای دکتر فرجی سردبیر بود. من هم به چند دلیل موافق این مسئله نبودم. یکی اینکه کاغذ گران شده و هزینه های چاپ زیادی به سازمان تحمیل می شود. نکته دیگر اینکه نیرویی برای اینکار به اندازه کافی نداریم و فشار زیادی به من و شما و بقیه آمد که بخواهیم یک یا دو نفری این ماهنامه را آماده کنیم. خیلی وقتها هم آماده کردیم و روی سایت سازمان هم گذاشتیم ولی به دلیل نداشتن بودجه تبدیل شد به دوماهنامه. بحث دیگر مخاطب ما بود. ما مشکلی که داشتیم این بود که در خیلی از استانها نیرو کم داریم و رؤسای نظام استانها که خیلی هم زحمت می کشند اولاً وقت کمی به دلیل مشغله هایشان می گذارند و تازه این در حالی است که اصلاً حقوقی از نظام نمی گیرند. به این دلایل می بینید که در استان بعضاً نشریه در انبارها مانده و اصلاً به دست اعضاء نرسیده که بخواهند آنرا بخوانند و نظر بدهند. این مشکل الآن حل شده است. ما الآن آدرس اعضای فعال که بدهی ندارند را داریم و قرار شد که به آدرس آنها مستقیم فرستاده شود. از سوی دیگر نشریه یک اساسنامه دارد. طبق آن باید شامل اخبار صنفی ، صدای شما ، بخش علمی و ... باشد. الآن سعی بر اینست که این قسمتها رعایت شود. اگر مطلب انتقادی به دست ما برسد می بینید که تقریباً بدون هیچ سانسوری چاپ می شود. دانستنیهای عمومی و بخش علمی داریم. سایر رده ها که تقریباً قبلاً هیچ جایگاهی در نشریه نداشتند امروز صاحب صفحات خاص هستند و چه به لحاظ علمی تواناییهای خودشان را بروز می دهند و مسائل صنفی خودشان را مطرح می کنند. الآن جمعیت قابل ملاحظه ای هم رزیدنت داریم و با محاسبه ساده می بینید که به همان نسبت دکتر و لیسانس  و ... هم در حال افزایش است و بنابر این باید برای همه مفید باشد و مثلاً صفحاتی خاص برای متخصص و صفحاتی دیگر از نشریه برای سایرین مفید باشد.

 

-  فرمودید که در سازمان دامپزشکی کشور و حتی سازمان نظام دامپزشکی معمولاً نیروهای متخصص وجود ندارد یا کم است و این دسته از افراد مثلاً با مدرک عمومی می خواهند مسائل تخصصی و کلان کشور را در زمینه دامپزشکی مدیریت کنند. خوب شما خودتان معاونت فردی را پذیرفته اید که به فرموده خودشان دکترای عمومی دارند و حتی در مصاحبه فروردین ماه با همین نشریه اشاره داشتند که اصلاً سابقه کار دامپزشکی هم ندارند! از این وضع راضی هستید؟

 

....

 

-  خیلی سؤالم سیاسی بود ؟ نه؟

 

(خنده)... نه اتفاقاً ببینید من در عین حالی که از قبل با رئیس سازمان ارتباطی نداشتم ولی خوب نکاتی را از ایشان دیده ام. یکی اینکه ایشان به شدت انتقاد پذیر است. یعنی ما دیدیم که شدیدترین انتقادات نوشته شده و ایشان به خوبی آنها را پذیرفته اند. اگر انسان هدفش این باشد که کار کند و به سمت تعالی برود نباید از انتقاد بهراسد. نمی خواهم به فرد اشاره کنم ولی دو فرد مختلف در دو نشریه یا روزنامه خاص مطالب خیلی تندی را نوشتند که ایشان با روی بسیار باز نگاه کرد و حتی با روی باز می گفتند که آن فرد که این مسئله را نوشته حتماً دلسوز است که اینطور نوشته است. در رابطه با بخش مدیریتی باید بگویم مدیریت یک علم است. یعنی اینکه شما بخواهید دامپزشکی را مدیریت کنید اگر جراح خیلی خوبی باشید که بتوانید در عرض بیست دقیقه سزارین را انجام دهید امکان دارد که نتوانید دامپزشکی کشور را نتوانید جراحی کنید و حتی باعث تخریب آن هم بشوید. کمااینکه در دوره های قبل داشته ایم که یک فرد علمی و متخصص در رأس بوده است و اگر با دوره های قبل و بعد آن هم مقایسه کنیم می بینیم که شاید دامپزشکی در آن دوره ها اقتدار بیشتری هم داشته است. بنابراین صرف داشتن تخصص علمی دلیل بر مدیریت خوب نیست. آیا صرفاً نگاه علمی داشتن به مسائل برای مدیریت دامپزشکی در سطح کلان کشور و یا حتی استان و شهرستان کافی است؟ اینطور نیست.

 

-  البته کافی نیست ولی شاید لازم باشد که مدیر در همان رشته و حرفه کار کرده باشد و کار کند.

 

این خیلی خوب است که ما فردی را مدیر بگذاریم که هم در زمینه شیلات کار کرده باشد و هم در زمینه های متعدد دیگر نظیر آزمایشگاه ، کلینیک و ... ولی ما چنین شرایطی را نداریم. به هر حال وقتی فردی دامپزشک است و شش سال در دوران تحصیل در دامپزشکی بوده و ارتباطاتی داشته و واحدهایی را گذرانده و مدیریت خوبی هم دارد شاید بهتر بتواند کار کند تا امثال رزم یار که صرفاً در زمینه تحقیقات و آنهم در یک شاخه خاص مثل یک ویروس یا باکتری خاص کار می کنند.

 

-  البته من منظورم این نبود که در همه زمینه ها کار کرده باشند و تنها از کار کردن هم منظور کار درمان و کلینیک نیست. مقصودم این است که کار کردن دراین حرفه باید شرط لازم و نه کافی برای احراز یک پست مدیریتی باشد.

 

ببینید سابقه کار مهم نیست. ممکن است کسی ده سال داروخانه داشته باشد اما کسی که این سابقه را ندارد ولی مدیریت کلان راانجام داده حتماً قوی تر کار می کند. صرف اینکه من مثلاً پانزده سال کلینیک داشتم پس مشکلات کلان دامپزشکی را می توانم بهتر حل کنم. اگر ما مدیر خوبی در دامپزشکی داشته باشیم و بزرگان ما بزرگ باشند و کوچک نباشند مشکل خیلی بهتر حل میشود. شما شاید در بعضی دوره ها قبل یا بعد از انقلاب اسامی افرادی را شنیده باشید که حتی هیچ موقع یک جراحی نکرده اند اما الآن معروف اند که مدیریت این فرد در آن سال طلایی بوده است و حتی دامپزشکی را می توانسته است به وزارتخانه تبدیل کند ولی آن فرد اصلاً سابقه کار کلینیکی نداشته است و در داروخانه و تحقیق هم نبوده ولی فقط مدیر خوبی بوده است. به هر حال باید این فرصت را به همه داد. دوره های مختلف مدیریتی را در دامپزشکی بخش دولتی و غیردولتی داشته ایم و زمان به خوبی نشان میدهد که افرادی که سابقه آنچنانی علمی و ... داشتند چه کردند و افرادی که سابقه ای هم نداشتند چه کردند؟ این را باید بعداً نگاه کنیم و الآن نمی شود قضاوت کرد که در یکی دو سال اول عملکرد چطور بوده است.

 

-  بعضی ها می گویند اعضای کمیته های تخصصی سازمان بصورت گزینشی و سلیقه ای انتخاب شده اند؟ موافقید با این نظر؟ در اصل می گویند از همه پتانسیلهای بخش خصوصی در این زمینه استفاده نشده است.

 

ببینید طبق قانون ، انتخاب اعضای کمیته های تخصصی مشخص نشده است. یعنی در قانون گفته عناوین کمیته های تخصصی را شورای مرکزی تعیین می کند. یعنی آنها تعیین می کنند که مثلاً در زمینه دام بزرگ ، بهداشت آبزیان و ... کمیته لازم داریم. در آئین نامه این کمیته ها هم گفته احکام عضویت اعضای کمیته ها را رئیس سازمان امضاء می کند. این مسئله را هر کس هر طور خواسته تفسیر کرده است. یعنی یک عده تفسیرشان این بوده که احکام اعضایی را رئیس سازمان امضاء کند که آنها را هم شورای مرکزی سازمان تعیین کرده است که مشخصاً مفهوم این بند این نیست. یک تفسیر دیگر این است که رئیس سازمان انتخاب می کند. خلاصه معلوم نیست که بالاخره از بین شورای مرکزی ، رئیس سازمان و معاون آموزشی و پژوهشی کدام یک باید اعضا را انتخاب کنند. از دوره های قبل من اصلاً مطلع نیستم ولی در این دوره ، شورای مرکزی کمیته ویژه ای را تعیین کرد که این کمیته فهرستی از اعضای شاغل در بخش خصوصی و دولتی را در زمینه فعالیت هر کمیته تخصصی داشتند و از بین آنها انتخاب کردند و سعی کردند افراد آگاه به قوانین و مطلع در بخش خصوصی و دولتی را انتخاب کنند. طبیعتاً در چنین شرایطی گزینه های زیادی دارید اما به دلیل آنکه در قانون گفته شده که اعضای کمیته ها باید 5 تا 7 نفر باشند یک عده که شایستگی دارند کنار می مانند و حتی ممکن است مطابق سلیقه هم انتخاب شود و به هر حال کار بدون اشتباه نیست. اما شما در جریان هستید که ما خیلی زیر بار این مسئله که اگر کار نکردند عیب ندارد نرفتیم و کمیته هایی که فعالیت نداشتند را منحل کردیم و دوره ها را یک ساله کردیم ، چون مطابق قانون زمان عضویت  اعضاء بر عهده معاون فنی است لذا بعد از یک سال به سمت ترمیم کمیته ها رفتیم. اما در کنارش همیشه تحت فشار هم بودیم. یعنی افرادی بودند که به ما می گفتند ما باید در فلان کمیته باشیم وگرنه مشکل ایجاد می کنیم و مطلب می نویسیم و به فلان روزنامه دسترسی داریم و بروید ببینید ما در آن روزنامه در این مورد چه نوشته ایم؟!!! خوب امکان پذیر نیست. چون قوانین مشخص است و در آن بندی راجع به تهدید و پیشنهاد نگذاشته که هر کس تهدید کرد باید به عضویت کمیته درآید. البته از آنهایی که علاقه مند هستند که در کمیته ها باشند معذرت خواهی می کنیم ولی امکان پذیر نیست. خوب است که افراد علاقه مند مشخصات و رزومه خود را بفرستند تا برای سالهای بعد بتوانیم از آنها استفاده کنیم. باید مشخص کنیم که بر مبنای یک سیستم ارزشیابی دقیق اعضای کمیته های تخصصی انتخاب شوند. به هر حال چون سال اول بود که ما این کار را انجام می دادیم و انشاء الله برای سال آینده سعی می کنیم که تا جایی که ممکن است به این مسئله رسیدگی نماییم.

 

-  این سؤال را آقای دکتر آقامیری ، رئیس سازمان نظام دامپزشکی هم در مصاحبه فروردین ماه با ایشان پرسیدم و حالا دوباره آنرا مطرح می کنم. چون مستقیم به حوزه مسئولیت شما ارتباط دارد. سازمان نظام دامپزشکی حدود بیست هزار عضو دارد. بخش بسیار کمی از این اعضاء از برگزاری کنگره های علمی و تشکیل انجمن های علمی و تخصصی منتفع می شوند. در مقابل قسمت اعظم آنها نفعی از این مسئله نمی برند و حتی آنرا قبول ندارند و می گویند که ما اصلاً این کارها و این نوع خدمات را نمی خواهیم و چیزهای دیگری می خواهیم. مثلاً ما حل مشکل مسکن را خواستاریم یا موقع اختلاف با کارفرما و حتی اخراجمان از یک واحد و هنگام تنظیم قرارداد و حقوق گرفتن حمایت نظام دامپزشکی را می خواهیم. واقعاً با چه هدفی این کنگره ها را برگزار می کنید. با توجه به اینکه ممکن است در مواردی First and Last هم بشود. یعنی با تغییر مدیریت نفر بعدی کلاً آنها را تعطیل کند و این کنگره ها هم برای اولین و آخرین بار برگزار بشود. چرا ما اینکارها را مصوب نمی کنیم که مستمر باشد و مقطعی صورت نگیرد؟

 

باز هم سؤال خیلی خوبی بود. اولاً اجازه بدهید که من یکسری از سؤالات را در پایان مأموریتم در این سازمان چه بعد از یک سال و چه بعد از ده سال جواب بدهم. دوم اینکه ببینید سازمان نظام دامپزشکی در این دوره حتی قبل از اینکه من بیایم برنامه راهبردی خود را مشخص کرده بود. یعنی تمام فرصت ها و تهدیدات را در نظر گرفتند و با توجه به قانون اهدافی را مشخص کردند. به هر معاونتی هم برنامه های مشخصی داده شد. بنابراین حرکتی خوب است که اگر دکتر طاهریان رفت و دکتر مجیدی رفت و نفرات دیگری آمدند شخصاً تصمیم نمی گیرند و مطابق برنامه پیش خواهند رفت. این مسئله کنگره و ... در برنامه راهبردی است. شاید بگویید که خوب اینها مصوب کجاست؟ رئیس سازمان تصمیم گرفته یا شورای مرکزی خواسته که این کارها انجام شود؟ این مسئله را وارد نمی شوم چون اطلاع ندارم که برنامه راهبردی را قبل از اینکه من بیایم کجا مصوب کردند. اما قاعدتاً حتی اگر در شورای مرکزی هم مصوب نشده باشد چون سیاستهای کلی را شورای مرکزی ترسیم می کند و رئیس سازمان برای رسیدن به آنها باید برنامه داشته باشد باز هم اشکالی ندارد. نکته دیگر اینکه چرا کنگره؟ ما مشکلات صنفی و امنیت شغلی و مسکن و ... داریم. اولاً  یک سازمان خوب این است که حوزه های مختلف داشته باشد. یعنی مثل قبل که یک رئیس و یک معاون فنی باشد و هر چند که در دوره اول و دوم خیلی زحمت کشیدند اما خوب حجم کار خیلی زیاد می شود و واقعاً یک نفر به تنهایی نمی رسد که همه کارها را پیگیری کند. در این دوره با تصویب شورای مرکزی این حوزه ها تفکیک شد. لذا برای رفاه و امور اجتماعی ، طراحی و برنامه ریزی و پشتیبانی و برای آموزش و پژوهش معاونتهای جداگانه ای تعیین شد. لذا من وظیفه ام این بوده است که در زمینه کنگره و مجله پژوهشی و طرحهای علمی پاسخگو باشم و قرار نبود که من پیگیر بحث مسکن و امنیت شغلی و ... باشم و مسئولیت آنها مشخصاً بر عهده واحد دیگری بوده است. اگر که ما می بینیم رشد کاریکاتوری اتفاق می افتد و یک قسمت بیشتر رشد می کند من پاسخگو نیستم. من با سرعت خودم و مناسب حرکت کردم و البته عقب هم هستم و خیلی جا مانده که باید برویم ولی امکان ندارد که من مجموعه خودم را نگه دارم که بقیه بخشها هم به من برسند! یک نکته دیگر هم به شما بگویم. در عین حال شخصاً اطلاع دارید که من با این وصف در بحث صنفی هم با نظر دادن چه در مسئله مسکن ، رفاهی و ... سعی کردم که کمک دیگران هم بکنم همانطور که آنها هم به ما کمک می کنند.

نکته دیگری که باید حتماً اشاره شود اینست که کشور ما به لحاظ شاخص های علمی متأسفانه در شرایط خوبی نیست. اهمیت یک کشور زمانی به توان نظامی آن مربوط بود. یک زمانی بحث غذا مطرح بود. الآن خروجی علمی یک کشور توانمندی آنرا نشان میدهد. ما وقتی رتبه دانشگاهی مان جزو 500 دانشگاه برتر دنیا نیست و حتی بعضی اوقات حتی 2500 ، این نشان میدهد که در زمینه علمی کار نکرده ایم. ما الگوهای دیگران را در کشورهای مختلف داریم. برنامه هایی مثل کنگره و مشارکت دادن بخش خصوصی در پژوهش نظیر تفاهم نامه هایی که برای اولین بار با پژوهشکده مهندسی جهاد کشاورزی در زمینه پدافند غیرعامل و مرکز تحقیقات بیماریهای گوارش و کبد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی منعقد شده الگویی است که در تمام دنیا انجام شده است. تمامی رده ها از کاردان تا دکترای تخصصی در بخش خصوصی باید در تحقیقات و پیشرفت کشور مشارکت کنند. یکی از عللی که به سایررده های دامپزشکی ظلم شده و شما می دانید که در کمیته ویژه سایر رده ها پیگیر حقوق این مجموعه هستم این است که شخصیت علمی یک فوق دیپلم دامپزشکی در جامعه تبیین نشده است. اگر شما مجموعه های مشابه خارج کشور را ببینید مشاهده می کنید که Para-Veterinarians یا پیرادامپزشکان چقدر در زمینه علمی قوی عمل می کنند و خروجی های جالب و کتب معتبری دارند و شرایط خوبی برای ادامه تحصیل برای آنها فراهم می شود. خوب ما باید آنها را مشارکت بدهیم. شاید اگر من قسمت رفاهی مثلاً بودم تمام آن چیزهایی که شما گفتید را آنجا انجام می دادم ولی وظیفه من در این بخش این بوده است.

 

-  تقریباً یک سال است که با ورود شما به سازمان نظام دامپزشکی دوره های بازآموزی متوقف شده است. این دوره‌ها در علوم پزشکی اهمیت خاصی دارند. چرا این دوره ها متوقف شده و از چه زمانی مجدداً شروع خواهد شد؟

 

بحث بازآموزی و نوآموزی از بحثهای شیرین است(خنده). یک زمانی ایرادهای زیادی از این مسئله گرفتند که سازمان نظام دامپزشکی حق ندارد این کار را انجام دهد و شما به لحاظ قانونی فقط همکار بخش دولتی در این قضیه هستید. تعامل زیادی شد و با سازمان دامپزشکی جلسات مختلفی حتی از دوره اول و قبل از من تشکیل شده بود و به هر حال دغدغه همه بوده است. لایحه ای نوشته شد که به سازمان نظام دامپزشکی با همکاری سازمان دامپزشکی اجازه داده شود که اینکار را انجام دهد و هزینه آنهم از یک درصد درآمد مراکز تولیدی و واردات و صادرات تأمین شود. سرفصلهای متعددی آماده شد که آقای دکتر گلستانه و همکارانشان زحمت کشیدندو اینها را آماده کردند. متأسفانه علیرغم پیگیری ما تا حدود یک ماه قبل آخر هم رد شد.

 

-  کجا رد شد؟

 

در هیأت دولت. چون ما نمی توانستیم کار را شروع کنیم بدون اینکه بودجه و پشتوانه قانونی داشته باشد. به این دلیل رد شد که گفتند سازمان دامپزشکی در بند 22 آئین نامه اجرایی ماده 10 قانون خود مسئول این کار است. لذا کسانی که پروانه میگیرند از آن سازمان موظفند در دوره های بازآموزی آن سازمان هم شرکت کنند. از طرف دیگر این بحث بود که اجباری برای شرکت در این دوره ها وجود نداشت. پروانه ها بدون اینکه کسی دوره ای بگذراند سالها صادر و تمدید می شد. ما از همان ابتدا پیگیری کردیم و خواستیم از سازمان دامپزشکی که این مسئله را جدی بگیرند و بر اساس بازآموزی و نوآموزی صدور و تمدید پروانه ها صورت بگیرد. وقتی دیدیم که زمانی زیاد تلف می شود سعی کردیم این مسئله را در اصلاحیه قانون سازمان نظام دامپزشکی ببریم که بحث انتخابات و پایان کار مجلس هفتم پیش آمد و فعلاً تا مجلس هشتم باید صبر کرد. بعد تفاهم نامه ای نوشتیم که با سازمان دامپزشکی بشود حداقل موقتاً اینکار را انجام داد. دو یا سه بار این تفاهم نامه را فرستادیم برای سازمان دامپزشکی که موافقت شود و حتی گفتیم که از دولت هزینه ای هم نمی خواهیم ولی این هم به نتیجه ای نرسید.

 

-  چرا؟

 

پاسخی دریافت نکردیم. انتظار این را داشتند که هیأت دولت هر چه زودتر جواب بدهد و می گفتند بجای تفاهم نامه شاید در هیأت دولت به نتیجه برسیم. در حالی که در آخرین لحظات سال گذشته متوجه شدیم که هیأت دولت هم موافقت نکرد. از یک طرف به دلیل بحث تجمیع عوارض آن منیع درآمد این دوره ها از محل یک درصد درآمد واحدهای تولیدی و ... هم مورد قبول واقع نشد و گفتند طبق قانون سازمان دامپزشکی کسانی که پروانه می گیرند موظفند شرکت کنند و باید هزینه آن را هم خودشان بپردازند. نهایتاً به این نتیجه می خواهم برسم که به بن بست رسیدیم. حالا باید بخش خصوصی هزینه آموزش خودش را می داد. دو کار باید انجام می دادیم. یکی اینکه از مجموعه بسیار متنوعی از اساتید دانشگاه و بخش خصوصی استفاده کردیم و دهها جلسه تشکیل شد و بر اساس قانون آموزش مداوم جامعه پزشکی با اعمال تغییرات لازم یک بسته کامل برای امتیازبندی و ارزشیابی را طراحی نمودیم تا به سازمان دامپزشکی ارائه بدهیم و به آنها بگوییم که به جای آنکه در هر اداره کل و استان با یک ملاک و متفاوت از جاهای دیگر پروانه با شرایط خاص صادر شود می توانید این کار را بصورت هماهنگ و کشوری و یکسان انجام دهید. یکی از مشکلات دیگر این بود که کنگره و سمینارهای مراکز مختلف با مشارکت عمدتاً بدون حق ثبت نام برگزار می شد. یعنی یک مجموعه کلی هزینه می کرد ولی کسی حق ثبت نام نمی داد و مدعوین زیادی از جاهای مختلف داشتیم که مثلاً در کنگره دویست نفر ثبت نام می کردند و هزار نفر هم بدون ثبت نام و همه هم متوقع می آمدند که از همه امتیازات شرکت در کنگره بهره مند شوند. این بار گفتیم همه افراد شرکت کننده حتماً باید حق ثبت نام بپردازند تا امتیاز به آنها تعلق گیرد. انشاء الله مراحل نهایی خودش را طی می کند این طرح.

از یک سوی دیگر دیدیم که سرفصلهای قبلی هم مشکل دارد و نمی شود که یک نفر را که نزدیک به 240 واحد گذرانده دوباره مجبور کرد که هزینه بدهد و حالا مثلاً آمار حیاتی بخواند. با مطالعه وسیعی که انجام شد به این نتیجه رسیدیم که دوره بازآموزی باید طوری باشد که هزینه ثبت نام و شرکت در آن با آموزش کاربردی که فرد می بیند دهها و صد برابر آن به زندگی فرد برگردد. یعنی مثل انتقال جنین ، سونوگرافی در تشخیص آبستنی ، بیماریهای ماهیان زینتی ، دوره الایزا و PCR و ... که فراگیری این دوره ها تأثیر مستقیمی در زندگی همکار ما داشته باشد. انشاء الله بحث بازآموزی به مرور امسال تکمیل می شود و طی یکی دو سال آینده تثبیت خواهد شد.

 

-  برخی مسائل هم در وبلاگ شخصی من مطرح شده بود که چون به طورموردی در همان وبلاگ به آنها پاسخ فرموده بودید از آنها می گذرم. فقط این بحث تمدید پروانه های اعضای هیئت علمی دانشگاهها که در آنجا هم مطرح بود به کجا رسید؟

 

اگر اشتباه نکنم بند ب ماده 14 آئین نامه اجرایی ماده 10 قانون سازمان دامپزشکی کشور می گوید که یا باید حق محرومیت نگیرد یا در دستگاههایی که بصورت تمام وقت نیرو می خواهند مشغول نباشد تا پروانه به نام عضو هیئت علمی صادر شود. چون قانون بد نوشته شده این (و) و (یا) تفسیر خاصی را در بر دارد. بعضی می گویند چون ما حق محرومیت نمی گیریم می توانیم مطب داشته باشیم و بعضی هم می گویند چون شما هیئت علمی تمام وقت هستید نمی توانید. از یک طرف هیئت علمی دانشگاه آزاد می گویند ما 25 ساعت در هفته هستیم و مثل دانشگاه دولتی تمام وقت به آن معنا نیستیم. از طرف دیگر هم این بحث هست که چرا ما هیئت علمی و متخصص تربیت می کنیم و به او می گوییم کار نکن. مگر در پزشکی به این شکل است؟ مگر وزیر بهداشت این کشور نمی تواند مطب داشته باشد؟ تازه شما وقتی به پزشک می خواهید مراجعه کنید نگاه به تابلویی می کنید که نوشته مثلاً دانشیار دانشگاه . چرا این حق را باید از هیئت علمی گرفت؟ از طرفی دامپزشکان عمومی بخش خصوصی بویژه در بعضی از شهرستانها رقابتشان به دلیل فعالیت مختل شده بود و مثلاً یک متخصص جراحی دامپزشکی قاعدتاً باید بهتر جراحی کند تا دکتر عمومی و این باعث می شد که دامپزشکان عمومی ضربه بخورند. به ندرت مواردی بود که دانشجویان دانشکده احساس می کردند که کم کاریهایی در آموزش دانشکده انجام می شود و وقت استاد صرف کار بیرون می شود. شکایت دانشجویان و همکارانی که گفتم به سازمان دامپزشکی رسیده بود و مثلاً در شهرستانهایی مثل شهرکرد که دو دانشکده با سه شیفت و جدیداً هم دیپلما دارد و هیئت علمی زیادی دارد و بخش خصوصی در این موضوع مشکل پیدا کرده بود و بنابراین سازمان دامپزشکی از بخش حقوقی وزارتخانه استعلام می کند و آنها اعلام می کنند که اگر تا امروز هم به هیئت علمی تمام وقت پروانه ای داده شده مطابق قانون خلاف بوده است. لذا بخشنامه ای می شود که دیگر از این به بعد پروانه ای تمدید و یا صادر نشود. اگر در عین حال چون دیدم در وبلاگ شما این مسئله مطرح شده بود ، برای افرادی که نباید پروانه تمدید یا صادر میشده اینکار انجام شده است خوب خلاف و غیرقانونی است و باید مطرح و پیگیری شود. ما در سازمان نظام دامپزشکی میزگردی به این منظور گذاشتیم و همه دست اندرکاران این موضوع را آوردیم و پاسخگو بودند و خیلی هم سرو صدا ایجاد کردو گزارش مشروح آن هم در نشریه نظام دامپزشکی چاپ شد. نهایتاً باعث شد که قانون اصلاح شود. لذا به این نتیجه رسیدیم که این موضوع مجدداً مطرح شد در سازمان دامپزشکی که مقرر شد فعلاً تا اصلاح قانون و شفاف شدن بند مورد نظر از آئین نامه اجرایی ماده 10 هر عضو هیئت علمی دانشگاه که خواستار تمدید یا صدور پروانه باشد در صورت موافقت رئیس دانشگاه و اینکه دانشگاه اعلام کند که مشکلی برای آموزش پیش نمی آید اینکار انجام پذیرد.

 

-  یعنی عملاً توپ را توی زمین رئیس دانشکده انداختند؟!!!

 

بله عملاً شاید به این شکل شده باشد. ولی خود رؤسای دانشکده ها بیشتر با این موضوع مشکل و شکایت داشتند.

 

-  آقای دکتر در این یک سال معاونتهای مختلف نظام دامپزشکی اکثراً بعد از اینجا مدیر کل شدند و جاهای بالاتری رفتند. انشاء الله بعد از اینجا با دسته گل کجا خدمت برسیم برای عرض تبریک؟!!!

 

(خنده)  اینکه همکاران ما مثل آقای دکتر فرجی و دکتر طاهریان به ترتیب مدیرکل دامپزشکی استان تهران و مدیرکل دفتر برنامه و بودجه سازمان دامپزشکی شدند برای ما جای افتخار است. یعنی همکار ما این توانایی را نشان داده که با مدیریت خوب توانسته به آن پست دست یابد. سازمان نظام دامپزشکی هم مفتخر است که توانسته است نیروسازی کند. در مورد شخص خود من صددر صد می گویم که بجز کارهای تحقیقاتی که متأسفانه به دلیل مشغله فعلی خیلی کم به آن می پردازم جای بعدی غیر از این نخواهد بود. تا جایی که بتوانم و مثمر ثمر باشم در سازمان نظام دامپزشکی در مسیر برنامه راهبردی حرکت می کنم و جای بعدی هم اگر بخواهم انتخاب کنم صد در صد یک مرکز تحقیقاتی و آموزشی است.

 

-  وقتی معاونین در سازمان می آیند مدتی طول می کشد تا با یکدیگر هماهنگ شوند. این آمدن و رفتن ها مشکلی ایجاد نمی کند؟ ضمن آنکه تا نفر بعدی انتخاب شود خوب زمانی صرف می شود و کارها یک مقدار زمین می ماند. خود شما دچار مشکل نمی شوید ؟

 

اگر کسی بگوید مشکل ایجاد نمی کند راست نگفته است. به هر حال تغییر و تحولات باعث ایجاد وقفه هایی هم می شود. مثلاً آقای دکتر مجیدی که از معاونت رفاه و امور اجتماعی تشریف بردند مدتها دیگران به صورت سرپرستی کار را انجام دادند و طبیعی است که اگر کسی مستقیم آن کار را فقط انجام دهد بهتر و مفید تر است. اما از یک طرف دیگر به دلیل داشتن برنامه مشخص بود و نبود افراد مشکلی ایجاد نمی کند. یعنی به محض اینکه مثلاً آقای دکتر کشاورز به جای دکتر مجیدی تشریف آوردند برنامه های مشخصی وجود داشته و به ایشان داده ایم و از فردا هم بلافاصله کار آغاز شده است.

البته قبول دارم که تغییرات به هر حال کار را کند می کند اما در دامپزشکی فرصتهای کمی پیش می آید که رؤسای دامپزشکی و دانشکده ها با هم همخوانی داشته باشند. سابقه دوره های قبل وجود دارد و نمی خواهم به آن اشاره کنم. وقتی این هماهنگی در سطح مدیران ارشد وجود نداشته باشد هیچیک از طرفین نمی توانند از پتانسیل یکدیگر استفاده کنند و لذا کارها می ماند. الآن دوره ای است که این هماهنگی وجود دارد. لذا باید از این فرصت استفاده کرد. در این شرایط اگر احساس شود که یک نیرو در جایی دیگر می تواند مؤثر باشد با درخواست طرف مقابل آن نیرو منتقل می شود و بالعکس و به این شکل کارها جلو می روند. با این نگاهها احساس می کنم که این تغییرات نتایج خوبی بهمراه داشته است.

 

-  سخن آخر؟

 

دیکته نانوشته غلط ندارد. هم خودمان باید بپذیریم و هم دیگران که انسانها ممکن است خطا کنند. چه قدر خوب است که همه ما با مشارکت و پیشنهاد دادن و انتقاد صحیح و بدون تخریب به پیشرفت کمک کنیم. اگر من جزو کسانی هستم که هیچگاه مجله نظام دامپزشکی را نمی خوانم مطلب انتقادی بنویسم صحیح نیست. اگر مقاله ای را نمی پسندم خوب می توانستم خودم بنویسم و مقاله خوب را به مجله برای انتشار بدهم. ما مطلب بسیار کم داریم برای مجله و ارتباط کم داریم با اعضاء و متأسفانه انتقادات و پیشنهادات نمی آید.

 

-  البته اخیراً شما یک وبلاگ هم به آدرس www.drRazmyar.blogfa.com درست کردید. اگر در آنجا نظراتی مطرح شود جواب می دهید؟

 

حتماً . در زمینه تخصصی خودم که خیلی هم دوست دارم اینکار را انجام بدهم. حتی هنوز هم در زمینه غیر تخصص خودم که طیور است از گوشه و کنار استان خراسان با من تماس می گیرند که آنها را به متخصصین ارجاع می دهم. در زمینه مشکلات دامپزشکی هم با کمال میل. شما می دانید که حتی سؤالاتی که در وبلاگ شما مطرح شده بود با هر شکل و لحنی که گفته بودند جواب دادم. چون واقعاً هدفمان بهبود است و می خواهیم کاری انجام دهیم و امیدوارم نتیجه هم مثبت باشد. (البته ایشان وبلاگ خود را پس از این مصاحبه حذف کرده اند)

 

-  انشاء الله. تشکر می کنم از وقتی که در اختیار این نشریه قرار دادید.


منبع : نشریه حکیم مهر/خرداد 87 / گفتگو از دکتر محمد لطفی زاده