یلداتون مبارک....

طنز مردان و زنان!!!

خداوند ديد مرد گرسنه است نان را آفريد. ديد تشنه است آب را آفريد. ديد
در تاريكي است نور را آفريد. ديد هيچ مشكل ديگه اي نداره زن را آفريد



بيشتر مردها 2 آرزوي بزرگ دارند، اول داشتن خونه، دوم داشتن ماشين براي

فرار از خونه



مثل هندي : ريشه ي تمام نزاعها سه چيزند : زر ، زن ، زمين


سريع ترين دوربين جهان اختراع شد . اين دوربين مي تونه از خانوم ها در
لحظه اي كه دهانشون بسته است عكس بگيره



ضرب المثل روسي: دو چيز هميشه بايد تازه باشند؛ عشق و تخم مرغ



ضرب المثل آمريکايي: سه چيز را زود به زود عوض کن؛ زن، عشق و پيراهن زير



مثل چيني :اگر ميخواهي براي يك روز معذب باشي مهماني كن و اگر مي خواهي
براي يك سال معذب باشي پرنده نگاهدار و اگر مي خواهي مادام العمر معذب
باشي زن بگير

کابينه زندگي مشترک:
زن=وزير سلب آسايش
شوهر= وزير کار
مادر زن= وزيرجنگ
مادر شوهر=وزير اغتشاشات
خواهر زن= جاسوس دو جانبه
خواهر شوهر= وزيراطلاعات و بازرسي
پدر زن= وزير ارشاد
پدر شوهر= رئيس تشخيص مصلحت


مي دوني بزرگترين مزيت مجرد بودن چيه؟
     از هر طرف تخت که عشقت بکشه مي توني بياي پايين



وقتي زنت خونه نيست چه كار مي‌كني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت



اگر ديدي مردي در ماشين رو براي خانمش باز کرد مطمئن باش که يا ماشين نو
است يا خانم

آخرین عکس از لورل و هاردی...

انتخاب با شما

وقتی کسی ناراحتت می کنه 42 تا ماهیچه استفاده میشه تا اخم کنی!

اما فقط 4 تا ماهیچه لازمه که دستت رو دراز کنی و محکم بزنی پس کلش

کشیش و مرد مست

کشیشی در اتوبوس نشسته بود که یک ولگرد مست و لایعقل سوار شد و کنار او نشست. مردک روزنامه ای باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی هم از کشیش پرسید: "پدر روحانی! روماتیسم از چی ایجاد می شود؟"
کشیش هم موعظه را شروع کرد و گفت: "روماتیسم حاصل مستی و میگساری و بی بند و باری است."
مردک با حالت منفعل دوباره سرش گرم روزنامه خودش شد.
بعد کشیش از او پرسید تو حالا چند وقت است که روماتیسم داری؟
مردک گفت من روماتیسم ندارم.
این جا نوشته است پاپ اعظم دچار روماتیسم بدی است!

بدون شرح ...

پاسبان مردی به راهی دید و گفتا کیستی؟
گفت: فردی بی خیال و فارغ و آزاده ام

گفت: از بهر چه می رقصی و بشکن می زنی؟
گفت: چون دارای شور و شوق فوق العاده ام


گفت: خیلی شاد هستی، باده لابد خورده ای
گفت: هم از باده خور بیزارم، هم از باده ام


گفت: از جام وصال نازنینی سرخوشی؟
گفت: از شهوت پرستی هم دگر افتاده ام

ادامه نوشته

نامه یه دانشجو تازه وارد به خانواده اش...

باسلام خدمت ننه جون و بابای عزیزم امیدوارم حالتان خوب باشد اگر از احوال

من می پرسید باید بگویم حالم برعکس می باشد.

بابا جان روز اول که به جلوی دانشگاه  رسیدم با اولین چیزی که آشنا شدم

حراست بود که با لباس های آبی جلوی درب ورودی نشسته بودند من به آنها

سلام کردم ولی جوابم را ندادند همانهایی که رایگان دهنمان را سرویس

می کنند(خدا خیرشان بدهد) وقتی از آنجا رد شدم یک خروس دیدم البته اول

فکر کردم خروسه یک پسر بود که شکل خروس دختر مشهدی زینل را می داد

البته خروس آنها خوشگل تر است راستی یادم افتاد به کوکب بگویید به

دختر مشهدی زینل سلام برساند و دوباره درباره اون تحقیق کند چون من با

هر کسی ازدواج نمی کنم آخه من دانشجوام.جمشید آقا می گوید باید یک friend girl بگیری

می گفت هر وقت بیکار شدی یا حوصله ات سر رفت یا هر

ساعت که تنها شدی از تنهایی درت می آره و اگه ازش خوشت نیومد می تونی

عوضش کنی این اولین چیزی است که پس گرفته می شود، می گفت

در دانشگاه مثل آب خوردن پیدا می شه من دوست ندارم friend boy باشم

راستش را بخواهید از این اسم خوشم نمی آید چون به قول ننه جون هر

چیزی به سختی بدست بیاید ارزشش بالاست به جای فرند گیرل با یک

پیشی در پشت سلف دانشگاه آشنا شدم که از همه دخترهای دانشگاه

خوشگلتر و باوفاتر است هر وقت مرا می بیند میومیو میکند راستی ننه جان

در دانشگاه ما محوطه ای است که اسمش را ((بهشت کوچک)) گذاشته اند

ودر آن فرندها با همند و تغذیه و تقویت می شوند جمشید آقا میگوید تو

خیلی محلی هستی یعنی نه پاستوریزه ای نه استرلیزه برای همین وقتی

دخترها مرا می بینند کرکر میخندند ولی من هم به پاچه شلوار آنها می خندم به

دختر مشهدی زینل بگویید نگران نباشد من اصلا به آنها رو نمی دهم و جوابشان را نمی دهم

عمرا با آنها فرند بشم ننه جان جمشید آقا می گوید در سربازی خرها را آدم می کنند اما اینجا

آدم ها خر می شوند خوب دانشگاهه دیگه،دیگر مزاحم اوقاتتان نمی شوم.


پسرتان

زندگی در خوابگاه

اولین روزهای خوابگاه

--------------------------------------------------
ساعت ۲ نصف شب(یک اتاق)

--------------------------------------------------
ساعت ۳ نصف شب(کل خوابگاه منهای سرپرست )

--------------------------------------------------
ساعت ۴ صبح هنگام خواب

--------------------------------------------------
وضعیت تحصیل در خوابگاه

--------------------------------------------------
گفت و گوی صمیمانه برسرآماده کردن صبحانه بعد از گذست چند روز

--------------------------------------------------
پایان گفت و گو

--------------------------------------------------
امکانات غذایی در خوابگاه

--------------------------------------------------
طریقه ظرف شستن در خوابگاه

--------------------------------------------------
تبادل نظر بر سر یک مسئله

--------------------------------------------------
تبادل نظر با پیروزی یک نفر پایان میابد!

--------------------------------------------------
و این هم آخر عاقبت زندگی در خوابگاه

دو کاج

این شعر بسیار خواندنی سروده آقای محبت و از کتاب چهارم دبستان

                 در کنار خطوط سیم پیام                       خارج از ده دو کاج روئیدند
                 سالیان دراز رهگذران                         آندوراچون دودوست میدیدند

                 یکی ازروزهای سرد پاییزی                  زیر رگبار و تازیانه باد
                 یکی از کاج ها به خودلرزید                  خم شدو روی دیگری افتاد

                  گفت ای آشنا ببخش مرا                       خوب درحال من تامل کن
                 ریشه هایم زخاک بیرون است                چند روزی مرا تحمل کن
 
                  کاج همسایه گفت با تندی                     مردم آزار از تو بیزارم
                  دورشودست ازسرم بردار                    من کجا طاقت تورا دارم
  
                  بینوا راسپس تکانی داد                       یار بی رحم و بی مروت او
                 سیمهاپاره گشت وکاج افتاد                    برزمین نقش بست قامت او
 
                  مرکز ارتباط دید آن روز                     انتقال پیام ممکن نیست
                  گشت عازم گروه پی جویی                   تاببیندکه عیب کارازچیست

                 سیمبانان پس ازمرمت سیم                     راه تکرار بر خطر بستند
                 یعنی آن کاج سنگدل را نیز                    باتبر تکه تکه بشکستند

و حال نسخه جدید این شعر زیبا:

                   در كنار خطوط سیم پیام                       خارج از ده دو كاج روئیدند
                   سالیان دراز رهگذران                         آندوراچون دودوست می‌دیدند

                   روزی از روزهای پائیزی                     زیر رگبار و تازیانه باد
                   یكی ازكاج ها به خودلرزید                    خم شد و روی دیگری افتاد
   
                   گفت ای آشنا ببخش مرا                        خوب در حال من تأمل كن
                  ریشه‌هایم زخاك بیرون است                   چند روزی مرا تحمل كن

                  كاج همسایه گفت با نرمی                       دوستی را نمی برم از یاد
                  شاید این اتفاق هم روزی                        ناگهان از برای من افتاد

                  مهربانی بگوش بادرسید                         باد آرام شد ، ملایم شد
                   کاج آسیب دیده ی ما هم                         کم کمک پاگرفت وسالم شد

                   میوه ی کاج هافرومیریخت                     دانه هاریشه میزدند آسان
                   ابرباران رساند وچندی بعد                     ده ما نام  یافت کاجستان

شاعر: محمد جواد محبت،  همان شاعر دوکاج

ساده ترين ها و آسان ترين ها...

 آسان تري راه آشنايي ،‌ يك سلام است ولي گرم و صميمي .

آسان ترين راه قدرداني ، يك تشكر ساده است ولي خالص و صميمانه .

آسان ترين راه عذر خواهي عدم تكرار اشتباه قبلي است .

آسان ترين راه ابراز عشق ، به زبان آوردن آن است .

آسان ترين راه رسيدن به هدف ، خط مستقيم است .

آسان ترين راه پول در آوردن آن است كه همواره در كارت رعايت انصاف را بكني .

آسان ترين راه احترام ، اجتناب از گزافه گويي و گنده گويي است .

آسان ترين راه جلب محبت آن است كه تو نيز متقابلا عشق بورزي و محبت كني .

آسان ترين راه مبارزه با مشكلات روبه روشدن با آن هاست نه فرار .

آسان ترين راه رسيدن به آرامش آن است كه سالم و بي غل و غش زندگي كني .

آسان ترين  دوستي هميشه بهترين دوستي نيست ، اين را به خاطر بسپار .

آسان ترين  بحث ، بحث درباره چيزهاي خوب و اميدوار كننده است .

آسان ترين برد ، آن است كه خود را از پيش بازنده نداني .

ساده ترين راه خوب زيستن ، ساده زيستن است .

آسان ترين راه دوري از گناه آن است كه هميشه بداني چيزي به نام وجدان داري .

ساده ترين و در عين حال با ارزش ترين عشق ، بي رياترين آن است .

آسان ترين راه بودن ، آن است كه حس بودن هميشه در وجودت شعله ور باشد .

آسان ترين راه راحت بودن آن است كه خودت را همان طور كه هستي بپذيري و در همه حال خودت باشي .

و بالاخره ساده ترين راه خوشبخت زيستن آن است كه همان طور كه براي خودت ارزش قايلي براي ديگران نيز ارزش قايل شوي

بدون توجه به موقعيت طرف مقابل .

حالا كمي مكث كنيد و ببينيد به همين راحتي مي توانيد آسان و ساده روزگار را به خوشي سپري كنيد .

هر کی واسه کارت عروسیش متن میخواد... اینو بخونه

آخر اين هفته، جشن ازدواج ما به پاست

با حضور گرم خود، در آن صفا جاري کنيد

 

ازدواج و عقد يک امر مهم و جدي است

لطفاً از آوردن اطفال، خودداري کنيد

 

بر شکم صابون زده، آماده سازيدش قشنگ

معده را از هر غذا و ميوه اي عاري کنيد

 

تا مفصل توي آن جشن عزيز و با شکوه

با غذا و ميوه ي آن جشن، افطاري کنيد

 

البته خيلي نبايد هول و پرخور بود ها

پيش فاميل مقابل آبروداري کنيد

 

ميوه، شيريني، شب پاتختي مان هم لازم است

پس براي صرفه جويي اندکي ياري کنيد

 

گر کسي با ميوه دارد مي نمايد خودکشي

دل به حال ما و او سوزانده، اخطاري کنيد

 

موقع کادو خريدن، چرب باشد کادوتان

پس حذر از تابلو و ساعات ديواري کنيد

 

هرچه باشد نسبت قومي تان نزديک تر

هديه را هم چرب تر، از روي ناچاري کنيد

 

در امور زندگي، دينار اگر باشد حساب

کادو نوعي بخشش است، آن را سه خرواري کنيد

 

گرم بايد کرد مجلس را، از اين رو گاه گاه

چون بخاري بهر تنظيم دما، کاري کنيد

 

ساکت و صامت نباشيد و به همراه موزيک

دست و پا را استفاده، آن هم ابزاري کنيد

 

 

البته هر چيز دارد مرزي و اندازه اي

پس نبايد رقص هاي نابه هنجاري کنيد

 

حرکت موزون اگر درکرد از خود، ديگري

با شاباش و دست و سوت از او طرفداري کنيد

 

کي دلش مي خواهد آخر در بيايد سي دي اش؟

با موبايل خود مبادا فيلمبرداري کنيد

 

در نهايت، مجلس ما را مزين با حضور

بي ادا و منت و هر گونه اطواري کنيد 

این گونه نگاه کنید...

مرد را به عقلش نه به ثروتش

.

 زن را به وفايش نه به جمالش

 .

 دوست را به محبتش نه به کلامش

 .

 عاشق را به صبرش نه به ادعايش

 .

 مال را به برکتش نه به مقدارش

 .

 خانه را به آرامشش نه به اندازه اش

.

 اتومبيل را به کاراییش نه به مدلش

 .

 غذا را به کيفيتش نه به کميتش

 .

 درس را به استادش نه به سختیش

 .

 دانشمند را به علمش نه به مدرکش

 .

 مدير را به عمل کردش نه به جایگاهش

 .

 نويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايش

 .

 شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش

 .

دل را به پاکیش نه به صاحبش

 .

 جسم را به سلامتش نه به لاغریش

 .

 سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش

 

پاسخی به یک خداحافظی.....

سلام به همکلاسی های عزیزم

پاسخ بنده نسبت به خداحافظی بعضی ها خاموشی است.وبا رفتن ایشان

از وبلاگ موافقت نخواهد شد.

ما به همچین سرمایه ای احتیاج داریم و به ایشان اجازه خداحافظی از وبلاگ

را نمیدهم.

خداحافظ....

با عرض سلام خدمت هم کلاسی های عزیز میخواستم ازوبلاگتون

برم لازم دونستم قبلش بگم شاید برای بعضی ها فرقی نمیکرد به

هر حال ما گفتیم از دوستانی که به وبلاگ سر میزدن عذر خواهی

میکنم آقای مدیر لطفا اسممو از نویسندگان حذف کن

دوباره دست به قلم شدم....

اهل ایرانم روزگارم میرود تلخ و شیرین                     

                                                                خاطراتم میگریزند سردو غمگین

مادری دارم بی پناه و مظلوم و خسته                       

                                                                انگار این روزگار بالش شکسته

دوستانی دارم بدتر از خار کویر                                     

                                                                بدتراز نیرنگ اصحاب امیر

پدری دارم گرفتار غم نی                                         

                                                         پشیمان شده از خوردن می

خواهری دارم که هر اشکش بلور است                     

                                                      لیاقت بر تنش قسم سجود است

 

نتیجه گیری:

ز دارم و ندارم هردو فریاد                                         که  هرچه دارم   ندارم هم کند یاد

اینم از ورود آقای حسن زاده به جمعمون!!!

کودکی در طلب یک نان است ،

خوش به حالت سهراب، تکه نانی داری،

خرده هوشی ،سر سوزن ذوقی....

کلاس این هفته ی استاد پویا....

انواع سری ها:

یک سری می‌تواند متناهی یا نامتناهی باشد. سری‌های متناهی را می‌توان با جبر مقدماتی بررسی کرد اما سری‌های نامتناهی ممکن است نیازمند استفاده از آنالیز ریاضی باشند.

مثال‌های سری‌های ساده شامل سری‌های حسابی که مجموع یک تصاعد حسابی است و به صورت زیر نوشته می‌شود:

و سری‌های هندسی، مجموع یک تصاعد هندسی است و به صورت زیر نوشته می‌شود:

به یک سری هندسی همگرا گفته می‌شود اگر :( | r | < 1) و واگرا اگر :. مجموع یک سری هندسی همگرا را می‌توان با استفاده از فرمول زیر بدست آورد:

 سری‌های متناهی:

مجموع یک سری متناهی ‎a0 + a1 + a2 + …‎ حد دنبالهٔ مجموع جزئی سری

با میل n به بی‌نهایت است، اگر این حد موجود باشد. اگر این حد موجود و برابر یک عدد حقیقی باشد، به سری همگرا گفته می‌شود، و اگر این حد موجود نباشد یا برابر بی‌نهایت باشد، سری واگرا نامیده می‌شود.

سری‌های توانی:

هر سری به صورت را یک سری توانی به مرکز 0، و اگر c عددی حقیقی باشد، سری را یک سری توانی به مرکز c می‌نامیم.

توجه کنید که با جایگزینی هر مقدار مختلط به جای x در عبارت بالا یک سری عددی به دست می‌آید که ممکن است همگرا یا واگرا باشد. وقتی a و a_iها همه حقیقی باشند، یک سری توانی حقیقی داریم.

شعاع همگرایی:

فاصله همگرایی یک سری توانی، فاصله‌ای واقع بین نقاط r- و r+ است بطوری که به ازای نقاط x درون این فاصله سری همگرایی مطلق و به ازای نقاط x بیرون آن واگراست. عدد r را شعاع همگرایی سری توانی می‌نامند.

 ویژگیهای سری توانی:

1) اگر سری توانی به ازای عدد ناصفر x = X1 همگرا باشد، آنگاه به ازای هر مقدار x که |X1|>|x| همگرای مطلق است.

2) اگر سری توانی به ازای عدد ناصفر x = X1 واگرا باشد، آنگاه به ازای هر مقدار x که |X1|<|x| واگراست.

3) اگر یک سری توانی باشد، آنگاه دقیقا یکی از حالتهای زیر رخ می دهد:

الف) این سری تنها به ازای x = 0 همگراست.

ب) این سری به ازای هر مقدار x همگرای مطلق است.

ج) عدد مثبت r وجود دارد به طوری که سری فوق همگرای مطلق است اگر x | < r | و واگراست اگر x | > r | .

 قضیه مشتق‌گیری سری‌های توانی:

اگر یک سری توانی با شعاع همگراییr > 0 باشد، آنگاه شعاع همگرایی سری که حاصل از مشتق‌گیری جمله به جمله سری داده شده است، برابر با r است اگر چه قضیه مشتق‌گیری بیان می‌کند که مشتق اول سری توانی با شعاع همگرایی ناصفر، وجود دارد ولی، چون سری مشتق شده خود یک سری توانی با همان شعاع همگرایی است، از این سری نیز می‌توان مشتق گرفت. در نتیجه سری داده شده دوبار مشتق‌پذیر است. با تکرار این روند، نتیجه می‌گیریم که همه مشتقهای یک سری توانی با شعاع همگرایی در بازه (r , + r -) وجود دارند. با این توضیحات به ذکر یک قضیه می‌پردازیم.

قضیه:

اگر سری توانی در فاصله (r , + r -) همگرا باشد، آنگاه مجموع آن نمایشگر تابعی است که در فاصله همگرایی دارای مشتقهای تا مرتبه n ام است، و هر یک از مرتبه‌های مشتق مثلا مشتق مرتبه n ام مجموع سری، برابر مجموع یک سری است که به n بار مشتق‌گیری جمله به جمله از سری مفروض حاصل می‌گردد. علاوه بر این، فاصله همگرایی هر سری حاصل از مشتق‌گیری، همان فاصله همگرایی سری مفروض، یعنی (r , + r -) است.

 قضیه انتگرال‌گیری سری‌های توانی:

اگر شعاع همگرایی سری توانی برابر با r > 0 باشد، آنگاه شعاع همگرایی سری ، حاصل از انتگرال‌گیری جمله به جمله از سری داده شده، برابر با r است.

 توجه :حتما بخونید چون کوئیز هم داریم.

به سود دختران....!

يه روز يه پسر انگليسي مياد با طعنه به يك پسر ايراني ميگه: چرا خانوماتون نميتونن با مردا

دست بدن ؟؟ يعني مرداي ايراني اينقدر چشم نا پاکن كه نميتونن خودشون رو کنترل كنن؟؟

پسره لبخندي ميزنه و ميگه: ملكه انگلستان ميتونه با هر مردي دست بده؟ و هر مردي به

ملكه انگلستان دست بزنه؟! پسره انگليسي با عصبانيت ميگه: ... ... نه!مگه فرد عاديه؟!!

فقط افراد خاصي ميتون با ايشون در رابطه باشن!!!

پسر ميگه: خانوماي ما همه ملكه هستن!!!

اصول و آداب مدیریت!!!

اخطاریه(1)

سلام به همکلاسی های عزیزم

امیدوارم حالتون خوب باشه

به دلیل درخواست های مکرر شما عزیزان

مخصوصا داش امیر و مجتبی نظرات بدون اسم هم تایید میشه

اما بهتره که اسماتونو بنویسین....

نام شما به ژاپنی!!!!

 اسم خودتونو به ژاپنی هم ببینین و حال کنین :

http://lexiquetos.ohui.net/nombres-japones/

مثلا این اسم منه :

اخطاریه.......

قابل توجه اونایی که اسم نمی نویسن:::::::

آقا یا خانم محترم اسم ننویسی نظرت تایید نمیشه و اگه این کار تا سه بار تکرار بشه باهاتون برخورد قانونی میشه.

خجالت بکش!!!!! از همکلاسیات یاد بگیر.....

هوراااا،دست به قلم شدم....

آخر يه روز تيک ميگيري ،لباسهاي شيک ميگيري

 

بابات را ميکني کچل ،تا بيني رو کني عمل

 

با همراهت زنگ ميزني، عينک رنگي ميزني

 

اين دل و اون دل ميزني ،هي به موهات ژل ميزني

 

جنس لباسات تريکو ، موزيک فقط از انريکو

 

جوراب هاي فسقلکي، روسرهاي الکي

 

با عشوه هاي شُتري ،ميشيني پشت موتوري

 

تو خيالت خيلي تکي، فکر ميکني با نمکي

 

خوشي با اين تيپ خفن، حالا قشنگي مثلا 

ببینم شما کدوم یکی هستی؟؟؟؟؟؟

فرم ثبت نام سفرآخرت....

نام:انسان      نام خانوادگی:آدمیزاد     نام پدر:آدم      نام مادر:حوا         لقب:اشرف مخلوقات
نژاد: خاکی     صادره از: دنیا      ساکن: کهکشان راه شیری٬منظومه شمسی ٬ زمین               
ساعت پرواز:هروقت خدا صلاح بداند       مقصد:بهشت٬اگرنشدجهنم

وسایل مورد نیاز:

  1. دومترپارچه ی سفید
  2. عمل صالح
  3. انجام واجبات وتر ک محرمات
  4. امربه معروف ونهی ازمنکر
  5. دعای والدین ومؤمنان
  6. نمازاول وقت
  7. ولایت ائمه اطهار

توجه :

  1. خواهشمندیم جهت رفاه خود خمس وزکاتتان را قبل ازپرواز پرداخت نمایید.
  2. ازآوردن ثروت٬مقام ٬منزل وماشین حتی داخل فرودگاه جدأ خودداری نمایید.
  3. از آوردن باراضافی از قبیل حق الناس٬غیبت٬تهمت وغیره خودداری کنید.

برای کسب اطلاعات بیشتربه قرآن وسنت پیامبر مراجعه کنید.

تماس ومشاوره به صورت شبانه روزی ٬رایگان وبدون تعیین وقت قبلی میباشد.درصورت بروز هرگونه مشکل قبل ازپرواز باشماره های زیر تماس حاصل نمایید.

۱۸۶ سوره بقره - ۴۵سوره نساء ـ ۱۲۹ سوره توبه ـ ۵۵ سوره اعراف ـ ۲و۳ سوره طلاق

                    سرپرست کاروان حضرت عزرائیل

ستادامربه معروف ونهی ازمنکروبلاگ سفرآسوده ای را برای شما آرزو می کند.

تفسیر موضوعی نهج البلاغه

راه و رسم عاشقی

دختر: میدونی فردا عمل قلب دارم ؟

پسر : آره عزیز دلم ...

دختر : منتظرم می مونی ؟

پسر رویش را به سمت پنجره ی اتاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین می چکد را نبیند و گفت :

منتظرت می مونم عشقم ...

دختر : خیلی دوستت دارم ..

...پسر : عاشقتم عزیزم ...

.

.

.

.

بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چند ساعت بیهوشی کم کم داشت به هوش می آمد

به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد...

پرستار : آروم باش عزیزم تو باید استراحت کنی ...

دختر : ولی اون کجاست ؟ گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی گداشت و رفت ؟

پرستار در حالی که سرنگ آرام بخش را در سرم دختر خالی می کرد رو به او گفت :

میدونی چه کسی قلبشو به تو هدیه کرده ؟

دختر بی درنگ به یاد ختر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد ... آخه چرا اون ..؟؟؟

چرا به من کسی چیزی نگفته بود ؟؟

و بی امان گریه میکرد ...

پرستار : شوخی کردم بابا !!! رفته دسشویی الان میاد ..

گیاه درمانی...

اولین گروه:

باعث تحریك سیستم ایمنی بدن جهت مبارزه با عفونت می شوند و در شروع سرماخوردگی استفاده می شوند مثل Echinacea وGinseng آسیایی.

دومین گروه:

بعنوان گیاهان عرق آور، تب و عرق بدن را افزایش می دهد و برای از بین بردن عفونت مفیدند. تب نشان دهنده فعالیت سیستم ایمنی بدن است، پس این گروه در حقیقت محرك سیستم ایمنی هستند مثلBoneset و Yarrow .

سومین گروه:

شامل گیاهانی است كه بر اساس مطالعات آزمایشگاهی می توانند مستقیماً ویروس سرماخوردگی را از بین ببرند مثلGoldenseal،Myrrh وUsnea .

چهارمین گروه:

شدت علائم سرماخوردگی مثل گلو درد  را كاهش می دهند. این گیاهان لعاب زیادی دارند و تسكین دهنده و ضد التهاب هستند. همچنین تانین ( ماده ای كه از گیاهان خاصی به دست می آید ) دارند كه جمع كننده و قابض است و باعث افزایش بهبودی می شوند. مثلMarshmallow ( گل ختمی) وRaspberry( تمشك).

آقای وکیل

مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است.

پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند.

مسئول خیریه: آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی برخوردارید ولی تا کنون هیچ کمکی به خیریه نکرده‌اید. نمی‌خواهید در این امر خیر شرکت کنید؟

وکیل: آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردید متوجه شدید که مادرم بعد از یک بیماری طولانی سه ساله، هفته پیش درگذشت و در طول آن سه سال، حقوق بازنشستگی‌اش کفاف مخارج سنگین درمانش را نمی‌کرد؟

مسئول خیریه: (با کمی شرمندگی) نه، نمی‌دانستم. خیلی تسلیت می‌گویم.

وکیل: آیا در تحقیقاتی که در مورد من کردید فهمیدید که برادرم در جنگ هر دو پایش را از دست داده و دیگر نمی‌تواند کار کند و زن و 5 بچه دارد و سالهاست که خانه نشین است و نمی‌تواند از پس مخارج زندگیش برآید؟

مسئول خیریه: (با شرمندگی بیشتر) نه . نمی‌دانستم. چه گرفتاری بزرگی ...

وکیل: آیا در تحقیقاتتان متوجه شدید که خواهرم سالهاست که در یک بیمارستان روانی است و چون بیمه نیست در تنگنای شدیدی برای تأمین هزینه‌های درمانش قرار دارد؟

مسئول خیریه که کاملاً شرمنده شده بود گفت: ببخشید. نمی‌دانستم اینهمه گرفتاری دارید ...

وکیل: خوب. حالا وقتی من به اینها یک ریال کمک نکرده‌ام شما چطور انتظار دارید به خیریه شما کمک کنم؟

چه روز های خوبی بود...

 

 

حسنک کجایی دلمان تنگ شده

اقا روباهه دیگه کلک نمیزنه

و لاک پشتی که نباید حرف میزد

چه زود گذشت!